علّامه حلّى مىگويد :
الخنثى مَن له فرج الرجال و النساء ؛ « 1 »
خنثى كسى است كه براى او آلت تناسلى مردان و زنان وجود دارد .
امام خمينى در تحرير الوسيله مىگويد :
الخنثى ، بِأن كان له فرج الرجال و النساء ؛ « 2 »
خنثى ، به اين معنا كه براى شخص آلت تناسلى مردان و زنان وجوددارد
از نظر اين عده از لغوىها و فقيهان اسلامى ، اساساً كسى كه هيچ كدام از آلت تناسلى مردانه و زنانه را ندارد ، داخل در تعريف « خنثى » نيست ، بلكه به چنين فرد اصطلاحاً « ممسوح » مىگويند . « 3 »
گفتار دوم : معناى غير مشهور دربارة خنثى
گاه در معناى خنثى گفته مىشود : خنثى كسى است كه يا داراى هر دو آلت تناسلى مردانه و زنانه است ، و يا اساساً فاقد آلت تناسلى مردانه و زنانه است ( ممسوح ) .
اين معنا ، از سوى برخى لغوىها و عدهاى از فقيهان اسلامى مورد توجه قرار گرفته است . لغت نامه دهخدا مىگويد :
خنثى آن كسى است كه هر دو اندام را دارد ، و يا آنكه هيچ يك از دو اندام را ندارد ؛ نه مرد و نه زن . « 4 » نيز در تعريف خنثى گفته شده است :
خنثى ، كسى است كه [ هر دو ] آلت مردانگى و زنانگى در او هست ؛ يا كسى كه از سوراخى ادرار مىكند ، و آلت مرد و زن را ندارد . « 5 »
هامش
( 1 ) . علامه حلى ، تحرير الاحكام الشرعية على مذهب الامامية ، ج 2 ، ص 174 .
( 2 ) . امام خمينى ، تحرير الوسيلة ، ج 2 ، ص 399 ، كتاب الارث .
( 3 ) . محمد حسين مختارى و على اصغر مرادى ، فرهنگ اصطلاحات فقهى ، ص 178 .
( 4 ) . على اكبر دهخدا ، لغتنامه دهخدا ، ج 7 ، ص 9977 .
( 5 ) . دكتر سيد محمد حسينى ، فرهنگ لغات و اصطلاحات فقهى ، ص 208 .