تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تغيير جنسيت از منظر فقه وحقوق (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
وقتى گفته مىشود : مرد كلامش راخنثى كرد ، منظور اين است كه سخن خويش را شبيه زنان نرم و آهسته نموده است . ابن عباس ، چنين مىگويد : لَعَن رسولُ الله ( ص ) : المخنَّثينَ مِنَ الرجال و المُترّجِلينَ مِنَ النساء ؛ « 1 » رسول خدا ( ص ) ، مردى كه خودش را شبيه زنان در آورد ، و زنى كه خويش را شبيه مردان در آورد ، لعنت كرده است . خنثى در معناى مجازى آن در زبان فارسى ، و شايد در زبان عربى ، در مورد كسى يا چيزى به كار مىرود كه خصوصيت نوع خود را به طور آشكار يا فعال ندارد . به عبارت ديگر ، با حالتى بدون علاقه به طرفين امرى ، يا بىتفاوت گاه گفته مىشود : فلانى طورى خنثى رفتار مىكند كه هيچ كس متوجه تمايلاتش نمىشود . « 2 » نقش دوگانهء خنثى ، يا رفتار بىطرفانهء خنثى ، گاه در اشعار فارسى به كار مىرود ، كه در زير به چند نمونه اشاره مىشود :
هم چو خنثى مباش نر ماده * يا همه سوز باش يا همه ساز
( سنايى )
او دو آلت دارد و خنثى بود * فعل هر دو بىگمان پيدا شود
( مولوى )
لاف مردى زنى و زن باشى * هم چو خنثى مباش نر و ماده
( سعدى ) « 3 » به تناسب همين معنايى كه در لغت براى واژهء « خنثى » وجود دارد ، در فقه نيز از آن استفاده شده است . بنابراين ، معناى خنثى در اصطلاح فقه ، به معناى لغوى آن نزديك است . خنثى در فقه به كسى مىگويند كه نه حقيقتاً مرد است و نه حقيقتاً زن ، بلكه به هر
هامش
( 1 ) . همان ، ص 124 . ( 2 ) . حسن انورى ، فرهنگ سخن ، ج 4 ، ص 2831 . ( 3 ) . حسن انورى ، فرهنگ سخن ، ج 4 ، ص 2831 ؛ علىاكبر دهخدا ، لغت‌نامه دهخدا ، ج 7 ، ص 9977 .