رحمت ، محبّت ، بخشش و گذشت ، فرد را از بدى جدا كرد ، و رو به اصلاح بُرد ؛ و جايى كه تنبيه ضرورت مىيابد ، بايد توجّه داشت زمانى مؤثّر ، مفيد و كارساز است كه بر اساس آدابى درست انجام گيرد ؛ در غير اين صورت ، نتايج و آسيبهاى جبرانناپذير شخصيتى ، روحى و اجتماعى در پى خواهد داشت .
اصل تنبيه و جلوگيرى كودك در مقابل اعمال ناروا در ديدگاه نظام بينالملل حقوق بشر نيز پذيرفته شده است ؛ اما تنبيه بدنى ، در نظام بينالملل حقوق بشر به عنوان عملى ممنوع و بر خلاف مصالح عاليه كودكان شناخته شده ، و در اسناد مختلف حقوق بشرى به اين نكته توجّه و اشاره شده است . بر اساس اين ديدگاه ، تنبيه بدنى به صورت مطلق و براى همه - حتّى والدين - ممنوع است ؛ و هيچ كس حقّ ندارد به خود اجازه دهد كه نسبت به كودكان از قوّه قهريه و خشونت استفاده نمايد ؛ و در برابر اين پرسش كه چگونه و به چه روشى كودكان را بايد متوجّه اشتباه خود كرد ؟ پاسخ دادهاند كه بايستى از روشهاى ديگر تربيتى غير از تنبيه بدنى استفاده شود . به عبارت ديگر ، از روشهاى تنبيه اخلاقى استفاده شود ، از جمله : ملامت و سرزنش كردن ، محروم نمودن كودك از وسايل دلخواه ، قهر كردن ، اخطار ، اخراج و . . . . دليل آنان در نفى تنبيه بدنى اين است كه تنبيه بدنى داراى اثرات زيانبار بوده ، و اين آسيبها بيش از سودى است كه به عنوان بازدارندگى بر تنبيه بدنى مترتّب مىشود . ليكن همانطور كه مطالب در بخش دوم گذشت ، در مقام اجرا و قانون ، تنبيه بدنى در قوانين همه كشورها به عنوان عملى ممنوع دانسته نشده است ، و در اكثر كشورها تنبيه بدنى كودكان صورت مىپذيرد . علاوه اينكه در مواردى چارهاى جز تنبيه براى اصلاح فرد باقى نمىماند ؛ و روانشناسان و عالمان به علم تربيت نيز به اين مطلب اذعان دارند .
اما در ديدگاه فقه شيعى ، اصلِ زدن و تنبيه بدنى كودكان در برخى موارد و براى تأديب و تربيت آنها به عنوان عملى مجاز تلقّى شده است ؛ و از اين روست كه عموم فقهاى شيعه به جواز تنبيه بدنى كودك در صورتى كه راهِ تربيت كودك منحصر به آن باشد ، فتوا دادهاند ؛ به شرط اينكه ضربه به طور سخت زده نشود ، و
تنبيه بدنى كودكان در نظام بين الملل حقوق بشر و فقه اماميه (فارسى) — صفحة 242
مساهمون: سيد جواد حسينى خواه
ص٢٤٢