حقّ فرزندان ، تربيت شايسته آنان است ؛ و اين بهترين چيزى است كه والدين به فرزندان خود هديه مىكنند .
حال ، سؤال اين است كه جايگاه و نقش تنبيه بدنى در تربيت كودكان چيست ؟ آيا تنبيه بدنى جزء مصالح عالى كودك محسوب مىشود ؟ يا آنكه به طور كل ، تنبيه بدنى بايستى از زندگى كودك خارج شود ؟
در پاسخ به اين سؤال گفته مىشود : بايد توجّه داشت كه در تربيت فرزندان ، اصل بر تشويق و ترغيب است ؛ چرا كه انسان با فطرت خويش - كه عشق به كمال مطلق و انزجار از نقص است - مايل به كمالات و نيكويى ، و دوستدار تشويق و قدردانى است ، نه تنبيه و مجازات . اما چه مىشود كرد كه انسان پيوسته در معرض اشتباه و انحراف و گناه بوده ، و نيازمند است به هشيار شدن در دورى از آنچه موجب تباهى است . از اين رو ، نقش تنبيه در تربيت كودك ، فراهم كردن بيم از بدى و پليدى ، و نوعى ايمنسازى است ، نه تخريب متربّى و شكستن حريمهاى ايمنى درونى ؛ بدين معنا كه تنبيه ، در حقيقت ، بيدارسازى و ادب آموزى است تا شخص در نتيجهى هشيارى خود به ايمن سازى حريمهاى وجودى خويش دست يازد و از بدى و پليدى دورى نمايد . و اگر اين بيدار سازى و ادب آموزى به موقع و به درستى صورت نپذيرد ، شخص به سرعت به سوى تباهى مىرود . « 1 » از اين رو ، تنبيه - به معناى عام - به عنوان امرى تبعى و نه اصلى ، در جايى كه راهى ديگر براى بيدار كردن و درمان نمودن وجود ندارد ، به كار گرفته مىشود . به بيان مولاى متقّيان حضرت على ( ع ) : « هر كه با خوشرفتارى اصلاح نشود ، با خوب كيفر كردن اصلاح مىشود » . « 2 » تنبيه ، در منطق الهى و سيره نبوى نيز جلوهاى از رحمت و محبّت است ، و نبايد از اين ساختار دور شود . بنابراين ، تا جايى كه مىشود بايستى با تمهيداتى از جنس
هامش
( 1 ) . مصطفى دلشاد تهرانى ، سيره نبوى ( منطق عملى ) ، دفتر چهارم : سيره خانوادگى ، ص 170 .
( 2 ) . « من لم يصلحه حسن المداراة ، يصلحه حسن المكافاة » ؛ عبدالواحد تميمى آمدى ، غرر الحكم و درر الكلم ، ج 2 ، ص 178 ؛ على بن محمّد ليثى واسطى ، عيون الحكم و المواعظ ، ص 444 .