گفتار يكم : بررسى ولايت افراد در تنبيه كودكان
در خلال مباحث فقهى به اين مطلب اشاره شده كه برخى از افراد بر تنبيه بدنى كودك ولايت دارند ؛ كه در صورت ارتكاب عملى ناشايست از سوى كودك ، اينان هستند كه بايستى به تأديب و تنبيه وى اقدام كنند . ما در اين گفتار ، بحث ولايت امام و حاكم شرع ، پدر و جدّ پدرى و معلّم را بررسى نمودهايم .
1 . ولايت امام و حاكم شرع در تنبيه كودكان
به استناد ادلّهى قطعى كه در مباحث كلامى به اثبات رسيده است ، امام معصوم ( ع ) داراى ولايت مطلقه است ، و پرتو ولايتش امور مختلف ، از جمله : ولايت بر تأديب را نيز فرا مىگيرد . « 1 » اين حكم مورد توافق فقها بوده ، و جاى هيچ ترديد و ابهامى در آن نيست . همچنين است ، حكم مسأله در مورد حاكم شرع - فقيه عادل جامع شرايط - ؛ و شايد به اين دليل كه فقها آن را مسلّم و مفروغعنه مىدانستهاند ، بسيارى به اين مطلب نپرداخته ، و فقط برخى از آنان اين بحث را به صورت مستقلّ مطرح كردهاند . « 2 » براى اثبات اين مسأله ، به برخى از ادلّه ، همچون استفاده از مفاد برخى روايات ، و از امور حسبه بودنِ تأديب كودكان تمسّك شده است . به عنوان مثال ، در روايات وارد شده است : «
يجلد الغلام دون الحدّ ؛ « 3 »
كودك را به كمتر از حدّ تأديب مىنمايند » . از آنجا كه در اينگونه از روايتها بيان نشده است چه كسى موظّف به اجراى اين حكم است ، و چون اجراى حدود كه از نظر اهمّيت در مرتبه بالاترى قرار دارد ، به حاكم واگذار شده ، در اينجا نيز حاكم شرع اولويت داشته و حقّ تنبيه كودك را دارد .
اما سؤال اين است كه حاكم در هر مرتبه و مرحلهاى مىتواند به تأديب كودكان
هامش
( 1 ) . ابن ادريس حلّى ، السرائر ، ج 2 ، ص 537 ؛ سيد محمّد صدر ، ماوراء الفقه ، ج 9 ، ص 37 .
( 2 ) . سيد عبدالاعلى سبزوارى ، مهذّب الاحكام ، ج 28 ، ص 35 ؛ سيد محمّد صدر ، ماوراء الفقه ، ج 9 ، ص 83 ؛ زين الدين بن على عاملى ( شهيد ثانى ) ، مسالك الافهام ، ج 6 ، ص 265 .
( 3 ) . محمّد بن حسن حرّ عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 440 ، باب 5 از ابواب حدّ قذف ، ح 5 ؛ و ص 314 ، باب 6 از ابواب مقدّمات حدود ، ح 1 ؛ و ص 362 ، باب 9 از ابواب حدّ زنا ، ح 1 .