ارتكاب اعمال ناشايست و غير اخلاقى جائز بوده و اشكالى ندارد . به عنوان مثال : مرحوم ابن ادريس مىگويد :
« والصبى والمملوك إذا أخطا أدّبا وضربا ، ضرب أدب
؛ « 1 » كودك و بنده در صورتى كه خطا كنند ، تأديب و تنبيه بدنى مىشوند » .
مرحوم شهيد اوّل نيز در كتابهاى خويش بيان مىكند :
« تعزير كه بر آن تأديب نيز اطلاق مىشود ، و بر كودكان ، ديوانگان و چهارپايان اعمال مىشود ، تابع اعمال ناپسند و ناهنجار است ، هرچند كه آن كار گناه نباشد . و اين كار ( يعنى تنبيه بدنى ) در جهت اصلاح و تربيت آنان صورت مىپذيرد » . « 2 » مرحوم محقّق اردبيلى نيز تنبيه بدنى و تأديب را امرى مسلّم دانسته ، و مقدار آن را بسته به نظر مؤدِّب مىداند ؛ ايشان مىگويد :
شايسته است تنبيه بدنى بر اساس نظر كسى باشد كه آن را انجام مىدهد ؛ چرا كه ادب مطلوب به سبب او حاصل مىشود . « 3 » در اين مورد ، بايد توجّه شود كه مقصود ايشان ، هر تأديبكنندهاى نيست ؛ بلكه منظور كسى است كه در شريعت به او اجازه تأديب داده شده ، و صلاحيت تأديب را دارد .
بنابراين ، فقهاى اماميّه در اصل جواز تأديب و تنبيه بدنى كودك ترديدى ندارند ؛ امّا اينكه چه كسانى در تنبيه بدنى كودك ولايت و حقّ اعمال دارند ، در فقه ، به افراد متعدّدى اشاره شده است كه در ادامه به بررسى جواز تنبيه توسط آنان مىپردازيم .
هامش
( 1 ) . ابن ادريس حلّى ، السرائر ، ج 3 ، ص 534 .
( 2 ) . محمّد بن مكّى عاملى ( شهيد اول ) ، القواعد و الفوائد ، ج 2 ، ص 143 ؛ « إنّه - أى التعزير - تابع للمفسدة وإن لم تكن معصية ، كتأديب الصبيان ، والبهائم ، والمجانين ، استصلاحاً لهم و بعض الأصحاب يطلق على هذا التأديب » .
( 3 ) . مجمع الفائدة و البرهان ، ج 13 ، ص 178 ؛ « إنّ التأديب ينبغى أن يكون على حسب ما يراه المؤدّب ، فإنّه به يحصل الأدب المطلوب منها » .