كمى بوده و از توان جسمى بالايى برخوردار نيستند ، همچنين درك و شعور لازم براى عدم انجام جرايم حدّى را ندارند ، حدّ در مورد آنها جارى نمىشود ؛ و فقط به جهت آنكه در آينده مرتكب چنين اعمالى نشده ، و به راه درست باز گردند ، تنبيه و تعزير مىگردند .
پس از بررسى حكم تأديب كودكان در صورت ارتكاب جرايم حدّى ، اين بحث مطرح مىشود كه كردار ناشايست كودكان هميشه به اين صورت نيست كه آنان مرتكب جرايم داراى حدّ شوند ، بلكه گاه ، هنجارهاى اجتماعى را شكسته و يا در درون خانواده مرتكب رفتارهاى ناپسند مىشوند . در اين صورت ، و با اين توجيه كه بايستى جلوى چنين رفتارهايى گرفته شود و كودكان تربيتى صحيح داشته باشند ، نهادهاى تربيتى و خانواده به تنبيه بدنى آنان اقدام مىكنند . به عبارت ديگر ، در دوران شكلگيرى شخصيت كودك ، گاه گفته مىشود : ديگر روشهاى تربيتى از قبيل : نصيحت ، تشويق ، تهديد و . . . مؤثّر واقع نمىشود و اولياى كودك ، در جهت كسب سعادت و اخلاق نيك ، تنبيه بدنى را براى آنان مؤثّر و درست مىدانند . در اين حالت چه بايد كرد ، و رويكرد فقه شيعه در اين مسأله چيست ؟
البته اين نكته نيز روشن است كه اين قسم از تأديب را نمىتوان مجازات و عقوبت ناميد .
گفتار دوّم : حكم تنبيه كودكان در صورت ارتكاب عمل فاقد حدّ
چنان كه بيان شد ، گاه كردار ناشايست و ناهنجار كودك از اعمالى نيست كه براى آنها حدّى تعيين شده باشد ؛ بلكه صرفاًعمل كودك با عرف و هنجارهاى اجتماعى و تربيتى و آداب و رسوم خانوادگى موافق نبوده و يا عملى است كه در شريعت براى آن تعزير مشخّص شده است . حال ، در اين موارد ، اگر كودكى مرتكب اين اعمال گردد ، چه حكمى دارد ؟ و در صورت وجود تنبيه و تأديب ، چه كسى عهدهدار آن است و ولايت و حقّ تنبيه چنين كودكى را دارد ؟
بسيارى از فقها تصريح كردهاند : تأديب و تنبيه بدنى كودك مميّز به خاطر