تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنبيه بدنى كودكان در نظام بين الملل حقوق بشر و فقه اماميه (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
هم‌چنين در موردى كه دو طفل يكديگر را ناسزا گويند ، آمده است : « اگر كودكان يكديگر را ناسزا گويند ، بايد به اندازه‌اى كه آن‌ها را از اين عمل باز دارد ، تأديب شوند » . « 1 » پس از بيان حكم تأديب ، راجع به ادلّه‌ى اثبات آن مىتوان گفت : مهم‌ترين دليل فقها بر وجوب تأديب ، روايات رسيده از معصومين ( ع ) است ؛ كه مىتوان به موارد زير اشاره كرد : 1 ) « حلبى ز امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه آن حضرت فرمودند : در كتاب على ( ع ) آمده است : آن حضرت گاهى با تمام تازيانه ، زمانى با نصف آن و گاه با بعضى از آن اجراى حدّ مىنمود ؛ حتّى زمانى كه دختر و پسر نابالغى را كه قدرت تشخيص چندانى نداشتند ، به خدمت ايشان مىآوردند ، حدّى از حدود الهى را تعطيل نمىنمود . به امام صادق ( ع ) عرض شد : چگونه آن‌ها را عقوبت مىكرد ؟ ايشان فرمودند : تازيانه را از وسط يا ثلث آن به دست مىگرفت و به هر كدام مطابق سنّى كه داشتند ، تازيانه مىزد ؛ و هرگز حدّى از حدود الهى را تعطيل نمىكرد » . « 2 » سند حديث : در مورد سند اين روايت ، بايد گفت : افراد ذكر شده در اين روايت همگى ثقه و مورد اطمينان هستند و از اين روايت در كتاب‌ها به صحيحه تعبير شده است . « 3 »
هامش
( 1 ) . ابن ادريس حلّى ، السرائر ، ج 3 ، ص 531 ؛ « وإذا تسابّ الصبيان ، ادّبوا على ذلك بما يردعهم من بعد عن السباب » . ( 2 ) . محمّد بن يعقوب كلينى ، الكافى ، ج 7 ، ص 176 ، ح 13 ؛ محمّد بن بابويه قمى ( شيخ صدوق ) ، من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 75 ، ح 5148 ؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 18 ، صص 307 و 308 ، باب 11 از ابواب مقدمات حدود ، ح 1 ؛ « محمد بن يعقوب ، عن عدة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمد ، عن ابن محبوب ، عن أبى أيوب الخراز ، عن الحلبى ، عن أبى عبدالله ( ع ) ، قال : إنّ فى كتاب على ( ع ) أنّه كان يضرب بالسوط ، وبنصف السوط ، وببعضه فى الحدود ، وكان إذا أتى بغلام وجاريهء لم يدركا لا يبطل حدّاً من حدود الله عزّ وجلّ ، قيل له : وكيف كان يضرب ؟ قال : كان يأخذ السوط بيده من وسطه أو من ثلثه ، ثمّ يضرب على قدر أسنانهم ، ولا يبطل حدّاً من حدود الله عزّ وجلّ » . ( 3 ) . عدة من أصحابنا ، مرحوم كلينى اسامى آن‌ها را ذكر كرده و طبق آن‌چه كه در كتاب‌هاى رجالى آمده ، افرادى ثقه و مورد اطمينان هستند . احمد بن محمد ، منظور احمد بن محمّد خالد برقى يا احمد بن محمّد بن عيسى است كه هر دو نفر از اجلّا و مورد وثوق هستند . ابن محبوب نيز حسن بن محبوب بوده كه جزء اصحاب اجماع و ثقه است . ابوايوب خرّاز هم ابراهيم بن عيسى است و نجاشى در مورد او گفته است : « ثقة ، كبير المنزلة » ؛ يعنى شخصى مورد اطمينان و داراى شأنى بزرگ است . حلبى نيز محمّد بن على بن أبىشعبه الحلبى است كه فقيه اصحاب ائمه : بوده و اطمينان در مورد او هيچ خدشه‌اى ندارد ؛ نجاشى در مورد او مىگويد : « وجه أصحابنا وفقيههم ؛ والثقة الّذى لا يطعن عليه هو » . بنابراين ، سند روايت صحيح بوده و اشكالى به آن نيست . ر . ك : احمد بن على نجاشى ، رجال النجاشى ، صص 20 و 77 و 82 و 325 ، شماره‌هاى 25 و 182 و 198 و 885 ؛ محمّد بن حسن طوسى ، الفهرست ، صص 62 و 68 ؛ و اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 831 .
تنبيه بدنى كودكان در نظام بين الملل حقوق بشر و فقه اماميه (فارسى) — صفحة 178 | سيد جواد حسينى خواه