پولِ دوست و همكلاسى خود را مىدزدد ، از اين كار احساس لذّت و موفقيت مىنمايد و با آن شيرينى و يا اسباب بازى تهيه مىكند . به طور قطع ، در چنين رفتارى ، تنبيه و مجازات طبيعى وجود ندارد ؛ جز هشدار وجدان كه هنوز كودك بدان مرحله نرسيده است كه وجدان ، رفتار او را محكوم سازد ؛ بنابراين ، ناگزير بايد او را متنبّه و آگاه نمود كه چنين رفتارى مذموم و ناشايست است ؛ و اين عمل سبب مىشود به دزدى معروف گردد و مردم بر او خشم گرفته و وى را سرزنش نمايند . در اين صورت ، در مرحلهى نخست ، بايستى از روش تنبيه زبانى استفاده كرد ؛ و در نهايت ، و در صورت نياز ، او را تنبيه بدنى كرد . « 1 » نتيجه آنكه ، تنبيه بدنى كودكان در برخى از موارد ، به عنوان عملى مجاز شمرده شده است ؛ امّا اينكه آيا ديدگاه اسلامى و فقه اماميّه نيز همين عقيده است يا خير ؟ و در صورت مثبت بودن جواب ، در كدام موارد تنبيه را جارى مىسازند ؟ ، در ادامه آن را بررسى خواهيم نمود .
مبحث دوّم : حكم تأديب و ادلّهى آن
پس از بيان اينكه تنبيه براى كودكان فى الجمله پذيرفته شده است ، نوبت به اين بحث مىرسد كه در فقه شيعى ، فقها در كدام موارد به تنبيه بدنى اجازه مىدهند و ادلّهى جواز تنبيه بدنى كدام است ؟
در بحث مفهوم تأديب بيان شد كه تأديب در يك معنا معادل عقوبت و مجازات است كه آن را با تعزير مترادف دانستهاند . اين معنا نزد فقها در دو مورد به كار مىرود : 1 . در مورد كودك يا مجنونى كه مرتكب كارهاى زشت و جنايت شود ؛ و 2 . انسان بالغ و عاقلى كه جرم و جنايتهاى غيرحدّى از او صادر شود . بحث ما فعلًاراجع به مورد دوم نيست ؛ و به مقتضاى موضوع تحقيق در مورد مجنون نيز بحثى نداريم ؛ اما راجع به كودك و اينكه تأديب در مورد او جريان دارد ، دو صورت مطرح است :
هامش
( 1 ) . همان .