1 . مواردى كه كودك مرتكب اعمال ناپسند و گناهانى مىشود كه اگر شخص بالغ آنها را مرتكب گردد ، حدّ مىخورد ؛ مانند زنا ، سرقت ، لواط ، قذف و . . .
2 . كودك امورى را مرتكب شود كه در شرع براى آنها حدّى مشخّص نشده است ؛ و اين خود ، بر دو قسم است :
الف ) امورى كه در شرع اسلام ، بر آنها ، اطلاق معصيت و گناه شده است ؛ حال ، مىخواهد براى آنها مجازاتى مشخّص شده باشد يا نه .
ب ) امورى كه گناه و معصيت نيستند ؛ ليكن عرف و اجتماع به آنها اهميت خاصّى مىدهد ؛ مانند : احترام گذاشتن به بزرگتر ، سلام كردن ، رعايت آداب اجتماعى و . . .
در ادامه ، به بررسى حكم جواز و يا ممنوعيّت تنبيه بدنى در اين موارد مىپردازيم :
گفتار اوّل : حكم تنبيه كودكان در صورت ارتكاب جرايم داراى حدّ
در اسلام برخى از اعمال و كردارهاى خاصّ هستند كه در شريعت به عنوان عملى ممنوع محسوب شده ، و اگر فردى بالغ و عاقل ، با علم و اختيار ، مرتكب آنها گردد ، مجازات معيّنى بر او جارى مىشود ؛ كه در اصطلاح گفته مىشود حدّ مىخورد . حال ، سؤال اين است كه اگر كودك نابالغى مرتكب چنين كارهايى شود ، چه حكمى دارد ؟ آيا او نيز همانند بزرگسالان حدّ مىخورد و يا آنكه حكمى ديگر دارد ؟
در فقه ، فقها اتّفاق و اجماع دارند اگر كودكى مرتكب اعمال و كردار ناپسند شود كه در دين اسلام داراى حدّ باشد ، حدّ نمىخورد و مجازات مشخّص شدهى آن عمل ، بر او اجرا نمىگردد ؛ ليكن ، از ديگر سو ، كودك نيز به حال خود رها نمىشود ؛ بلكه تأديب مىگردد . « 1 » از عبارتهاى فقها استفاده مىشود در هر موردى كه راهى براى اصلاح كودكى
هامش
( 1 ) . به عنوان نمونه ، جعفر بن حسن حلّى ، المختصر النافع ، ص 421 ؛ جمال الدين مقداد بن عبدالله سيورى حلّى ، التنقيح الرائع لمختصر الشرائع ، ج 4 ، ص 328 ؛ امام خمينى ، تحرير الوسيلة ، ج 2 ، ص 411 ؛ فقها در اين مورد به ادلّهاى مثل حديث رفع القلم - محمّد بن حسن حرّ عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 32 ، باب 4 از ابواب مقدمة اخبارات - و ديگر احاديث استدلال نمودهاند .