آمده روى عناوين و قبول دارند كه ما بايد فرد را بياوريم ، آمدهاند اينطور حل كردهاند مطلب را كه در عبارت شما اصلًا نيامده و مطلب اساسى اين است . آنها آمدهاند گفتهاند كه حامل مصالح و مفاسد ما مىگوييم عناوين هستند . محبوب مولا و مبغوض مولا اين عناوين هستند ، اما نه من حيث هو عنوان ، گفتهاند كه ما مىگوييم روى اين عنوان رفته ، مصلحت هم همين عنوان را دارد ، آن مفاسد هم مال آن عنوان است ، مبغوضيت هم خورده به اين ، محبوبيت هم خورده به آن ، دو عنوان جداگانه است ؛ ولى من در مقام امتثال بايد آن فرد خارجى را بياورم فرد صلاتى را . اين فرد آن وقت اينجا از چهار راه حل كردهاند مطلب را ، بعضىها آمدهاند گفتهاند كه اين دو تا عنوان عنوان انتزاعى مىشوند ، اين فرد منشأ انتزاع است مثل مرحوم امام و مثل حاج شيخ عبدالكريم حائرى حيثيات را قبول كردهاند اما گفتهاند اين منشأانتزاع است . وقتى اينطور است من بايد فرد را بياورم براى اينكه آن عنوان انتزاعى را محقق كنم ، نه كه فرد را از من خواسته باشند ، اين را اينطورى حل كردهاند . مبغوضيت و محبوبيت هم مال همان عناوين است ، اين حل شد . بعضىها آمدهاند اين را تصريح نديدهاند اما با بعضى از مبانى بر مى گردد به حرف آقا ضياء كه اينها بيايند بگويند ما با قضيه حينيّه درست مىكنيم . حكم رفته روى عنوان ، عنوان را از من خواستهاند اما عنوان در حين الوجود . اين عبارت به اين شكل نيست اما در عبارت سيد
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 121
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٢١