يك وجود است اما اين دو تا وجود است ، وجود غسليت اين يك وجود است كه ماهيت همان غسليت است . صلات هم يك وجود دارد براى خودش ولو مركب از اعراض مختلفه است و آن اعتبار . . . وجودات مختلفه است ، اينها كنار هم قرار گرفته و يك تركيب اعتبارى درست كرده است . اين را مىگذاريم كنار آن ، دو تا وجود داريم با دو تا ماهيت ، محطّ وجود غير از محط حرمت شد ! پس جوازى شدند . هر كسى آمد از يك راهى حل كرده است ، مجرد تعدد حيث كار درست نمىكند فقط حكم را از ملازم به عدم ملازم سبب مىشود كه سرايت نكند . اين حرفى است كه همه متوجهش بودهاند لذا عقلا هم همين حرف را زدهاند و فقط عميقتر رفتهاند جلو آن مطلب را حل كردند برايمان . البته همهاش اشكال دارد ، اين كه مىگويم حل كردهاند با اين چهار مبنايى كه گفتم همهاش بر مىگردد به مقدميت اشكال اساسى حرف اين آقايان است كه حل نمىكند مطلب را و ناچاريم در آخر امتناعى بشويم ، اشكال اساسيش اين است كه شما همين مجمع عنوانين را كه درست كرديد ، فرض اين است كه مىخواهيد بگوييد از باب مقدميت ما بايد اين فرق را بياوريم در خارج . خوب نسبت كلى طبيعى مفهوم به فرد خارجى از نظر محققين و متأخرين كه مىگويند اين عين كلى طبيعى است اين فرد در خارج ، نه كه اين مقدمه تحقق آن است كه يك مبناى قديمى است و باطل شده است ، كسى مقدمه نمىگويد اين مىگويد زيدى كه
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٢٤