استاد قائنى
آن مباحى را كه شما مى فرماييد در مقام بيان هست شما بياوريد !
استاد نجفى
اشكال سومى كه من دارم همين است كه شما اينجا چرا بحث تكليف به محال را كه مربوط به آن بحث است همهاش مربوط به تكليف به محال است ، بحث مهمى كه در اجتماع امر و نهى داريم كه اين بحث را ثمره بحث ما قرار بدهيم مربوط به تكليف محال است ، تكليف به محال كارى به رخصت و تكليف ندارد همه بحث اينجاست كه اين دو حكمى كه آمده روى يك وجود واحد معنون به عنوانين در اجتماع امر و نهى ما چه داريم ؟ يك وجود واحدى داريم معنون به عنوانين است از يك جهت صلات است و از يك جهت غصب است مثل سجده در صورتى كه قائل بشويم كه فشار معتبر است بر ارض اينجا معنون به دو عنوان است هم غصبيت و هم صلاتيت در چنين جائى همهء بحث اين است كه اگر دو حكم آمد يكى روى عنوان صلاتيت و يكى روى عنوان غصبيت ، فرض اين است كه حامل اغراض و مصالح و مفاسد خود افراد خارجى هستند نه مفاهيم نه حيثيات ؛ ما كارى به حيثيات نداريم در اينجا حكم رفته روى غصبيت آن هم رفته روى صلاتيت مفهوم غصبيت كه به درد مولا نمىخورد ! مفهوم آن طرفى هم كه
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١١٩