بيان صاحب فصول رحمه الله
مرحوم صاحب فصول رحمه الله در اين زمينه فرموده است :
« ثمّ اعلم أنّ نفي الحرج مختصّ بالإيجاب والتحريم دون الندب والكراهة ، لأنّ الحرج إنّما هو فى الإلزام لا الترغيب فى الفعل لنيل الثواب إذا رخصّ فى المخالفة » « 1 » .
بدان كه قاعده نفى حرج به واجبات و محرّمات اختصاص دارد و شامل مستحبّات و مكروهات نمىشود ؛ زيرا ، سختى و مشقّت فقط در اجبار است ؛ و در تشويق به انجام عملى بهخاطر رسيدن به ثواب آن ، مشقّتى وجود ندارد ؛ چراكه عدم انجام آن اجازه داده شده است .
ايشان معتقد است در موردى كه الزامى وجود ندارد ، ديگر حرج معنا ندارد و موضوع آن منتفى است .
اشكال بر صاحب فصول رحمه الله
به نظر مىرسد استدلال صاحب فصول رحمه الله صحيح نيست ؛ زيرا ، وجود و عدم حرج ارتباطى به الزام و عدم الزام ندارد ؛ چه آن كه ، حرج مربوط به ذات فعل ، نسبت به مكلّف است با قطع نظر از اين كه نسبت به آن جعلى تحقّق پيدا كند يا نكند ؛ در حالى كه بر اساس كلام صاحب فصول رحمه الله حرج از ناحيه جعل الزامى شارع بوجود مىآيد . بنابراين ، نمىتوان گفت ترخيص در مخالفت ، موجب انتفاى حرج خواهد بود .
كلام ميرزاى آشتيانى رحمه الله
مرحوم ميرزامحمّدحسن آشتيانى رحمه الله قائل است كه در غير الزاميات نيز موضوع حرج محقّق است ؛ امّا ظاهر از ادلّه قاعده اين است كه شارع سببيّت در القاى مردم در حرج
هامش
( 1 ) . محمّدحسين الحائرى الإصفهانى ، الفصول الغرويّة فى الأصول الفقهيّة ، ص 335 .