وَ أَكْثِرْ مُدَارَسَةَ الْعُلَمَاءِ وَ مُنَاقَشَةَ الْحُكَمَاءِ فِي تَثْبِيتِ مَا صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ بِلادِكَ وَ إِقَامَةِ مَا اسْتَقَامَ بِهِ النَّاسُ قَبْلَكَ .
با دانشمندان [ مذهبى ] زياد به گفتوگو بنشين و با حكما و متخصصان نيز بسيار به بحث بپرداز ! كه مايهء سامان كشورت و آنچه موجب قوام كار مردم پيش از تو بوده است مىگردد .
مكتبى بودن يا تخصص داشتن ؟
تعمق در كلام مولا ، صاحبنظران را با مسألهء ديگرى نيز آشنا مىسازد . امروزه در جامعهء اسلامى مان عدهاى از تخصص دم مىزنند و متخصص بودن را ملاك گزينش مىدانند ، و برخى ديگر براى مكتبى بودن اصالت قائلاند .
على عليه السلام با بيان جملهء « أَكْثِرْ مُدَارَسَةَ الْعُلَمَاءِ » مالك را به همنشينى با علماى اسلام و انديشمندان مكتبى دعوت مىكند و با ذكر جملهء « مُنَاقَشَةَ الْحُكَمَاءِ » ، زمامدار خود را به استفاده از متخصصان و افراد با تجربه فرا مىخواند و با اين بيان ، « مكتب توأم با تخصص » را ملاك انتخاب و گزينش افراد در گماردن به كارهاى حساس مملكتى معرفى مىكند .
سرنوشت مشترك افراد جامعه و پيوستگى طبقات اجتماع
از ديدگاه نهجالبلاغه ، اصناف مختلف جامعه ، از يك پيكر تشكيل شده و سرنوشتى مشترك دارند .
خواه و ناخواه از اعمال يكديگر متأثر مىشوند . اگر اكثريت جامعه بد باشند ، اقليت صالح هم از سرنوشت بد آنها بىنصيب نمىمانند ، و اگر