چهارم ، عمران شهرها
ديگر وظيفهء مهم و اساسى مالك ، عمران و آبادانى شهرها و روستاها و خلاصه قلمرو استاندارى است .
اين سخن علىرغم همهء تهمتها و افتراهايى كه در طول تاريخ به اسلام زده شده و مىشود ، حاكى از اين است كه اسلام بر خلاف رهبانيت مسيحى به مسائل مادّى و رفاهى جامعهء اسلامى نيز توجه شايان داشته و دارد ، و برخوردارى از نعمتهاى دنيوى و لذايذ مادّى را در حدّى كه انسان را از ياد خدا غافل نكند و باعث ظلم و ستم و استثمار ديگران نباشد ، مشروع و جايز [ بلكه لازم ] مىداند .
ضرورت خودسازى براى اصلاح و ارشاد جامعه
أَمَرَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ .
[ على عليه السلام ] مالك را به تقواى الهى فرمان مىدهد .
اگر اين كلام ( امر به تقوا ) در ارتباط با جملات قبل مورد توجه قرار بگيرد مفهومى روشن و معنايى پربار خواهد داشت . در جملات قبل ، على عليه السلام يكى از وظايف مالك را به عنوان استاندار اصلاح مردم و ارشاد آنان معرفى فرمود . روشن است اگر استاندار خود تقوا نداشته باشد و گرفتار هواهاى نفسانى و اميال و غرايز حيوانى باشد ، نمىتواند مردم زير سلطهاش را هدايت و ارشاد نمايد ؛ زيرا انسان هدايتگر ، اوّلين برخورد و اوّلين ارتباطش در رابطه با تبليغ ، ارتباط با خويشتنِ خويش است . اين انسان اگر توانست غرايز نفسانىاش را زير كنترل جهات عقلانى و معنوى خود قرار دهد و از هواهاى نفسانى اجتناب كند و بر خود تسلط كامل