و پايمال كردن حق و از هم پاشيدهشدن نظام جامعه مىداند ، و هشدار مىدهد كه اگر نيازهاى مادى كارمندان تأمين شده باشد ، حتى افراد نادرستنيز بهانهاى براى دزدى و خيانت و رشوهخوارى نخواهند داشت .
در صورتى كه آنان دست به چنين كارى بزنند ، در مقابل حاكم ، لال و سرافكنده خواهند ماند و هيچ توجيهى براى دفاع از خود نخواهند داشت .
اما اگر نيازهاى مادى آنان تأمين نشده باشد ، فشار احتياج ، آنها را از راه راست منحرف مىسازد و روحيهء امانت دارى را در آنان متزلزل مىكند و زمامدار نيز حجتى بر آنان نخواهد داشت ؛ زيرا سرقت و خيانت خود را توجيه مىكنند و گناه آن را به گردن زمامدارى كه آنها را در محروميت و نيازمندى نگاه داشته و در عين حال اموال مردم را زير دستشان قرار داده است ، خواهند انداخت :
ثُمَّ أَسْبِغْ عَلَيْهِمُ الْأَرْزَاقَ فَإِنَّ ذَلِكَ قُوَّةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِصْلاحِ أَنْفُسِهِمْ وَ غِنًى لَهُمْ عَنْ تَنَاوُلِ مَا تَحْتَ أَيْدِيهِمْ وَ حُجَّةٌ عَلَيْهِمْ إِنْ خَالَفُوا أَمْرَكَ أَوْ ثَلَمُوا أَمَانَتَكَ .
سپس به ايشان حقوق كافى برسان ! زيرا اين كار موجب تقويت نفسشان مىشود و آنان را از دستدرازى به اموال زيردستان باز مىدارد ؛ به علاوه اين حجّتى است بر ايشان اگر از دستور سرپيچى كنند يا در امانتت خيانت ورزند .
نظام بازرسى در حكومت اسلامى و نقش رهبر در مقابل آن
در مورد كارگزاران و مأموران دولتى ، نقش و وظيفهء رهبر تنها به انتخاب و منصوب نمودن آنها و رسيدگى به زندگى و امور مادى و