مُلْكَهُ و وَءَاتَيْنهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطَابِ » . « 1 » و فرمانروايى او را استوار كرديم و به او فرزانگى و گفتار پايانبخش [ در داورى ] داديم .
و امّا در آياتى كه سخن از « مُلْك » است ، بيشتر معناى سرپرستى منظور است ؛ چرا كه تشديد مبانى قدرت و تسديدِ اركان حكومت ، در پرتو قدرت و دانايى و فرزانگى و تدبير حاكم و زمامدار است . و اين كه فرمود : فرمانروايى داود را استوار ساختيم ، يعنى در سايهء دانايى و فرزانگى و گفتارِ متقن در مقام داورى ، كه به داود عطا كرديم ، سلطنت او را استوار و كشورى را كه او بر آن فرمان مىراند ، در برابر دشمن نيرومند و توانا كرديم . و اين نكته ، بسيار ظريف است كه امام محمّد باقر عليه السلام با تعبير « أَنْ جَعَلَ فِيهِمْ أَئِمَّةً » بدان اشاره فرموده است . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
« إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا » : كِتَابَ اللَّهِ ، وَ عِتْرَتِي أهْلَ بَيْتِي » .
من در ميان شما امت ، دو [ يادگار ] گرانبها مىگذارم - كتاب خدا ( قرآن ) و عترتِ من - تا آنگاه كه به اين دو تمسّك مىجوييد هرگز گمراه نمىشويد .
اين حديث ، كه در ميانِ فريقين ( شيعه و سنّى ) با عنوان « ثَقَلَيْن » شناخته شده ، و از شهرت بايستهاى برخوردار است ، مورد اتّفاق عالمانِ هر دو فرقه است و در صدور قطعى آن از پيامبر صلى الله عليه و آله و تواترِ آن ، هيچكس ترديد نكرده است ، بيانگرِ اطاعت بىقيد و چون از قرآن كريم و عترت پيامبر است ؛ همانها كه در اين حديث طَراز « قرآن » اند و در آيهء سورهء نساء با عنوان « اولوا الامر » از آنها ياد شده است ، كسانى هستند كه اطاعت از آنان در رديف و در طول اطاعت رسول
هامش
( 1 ) . ص ، آيهء 20 .