تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
مُّلْكًا عَظِيمًا » قَالَ : الْمُلْكُ الْعَظِيمُ ، أَنْ جَعَلَ فِيهِمْ أَئِمَّةً مَنْ أَطَاعَهُمْ أَطَاعَ اللَّهَ ، وَ مَنْ عَصَاهُمْ عَصَى اللَّهَ ، فَهُوَ الْمُلْكُ الْعَظِيمُ . « 1 » فرستادگان و پيامبران و پيشوايان را از ميان ايشان برگزيد . پس چگونه است كه در تبارِ ابراهيم اين گزينش را مىپذيرند ، امّا در تبارِ محمّد صلى الله عليه و آله انكار مىكنند ؟ ! بريد عجلى گويد : دربارهء « وآتَيْنَاهُمْ مُلْكاً عَظِيماً » پرسيدم ، فرمود : « مُلْكِ عَظيم » ؛ اين است كه در ميان ايشان پيشوايانى برگزيد ؛ هر كس ايشان را پيروى كند خدا را پيروى كرده ، و هر كس نافرمانىِ ايشان كند ، خدا را نافرمانى كرده است . توضيح اين كه : « مُلْك » - به ضمّ - پادشاهى ، سلطه ، فرمانروايى به كشور ، بزرگى ، عظمت ، كشور ، مملكت ، ولايت ، مَلَكَ الشَّىْءَ مُلْكاً : آن چيز را مالك شده به دست آورد ، مَلَكَ عَلَى القَوْمِ : بر آن قوم چيره شد و فرمان راند . مَلَكَ عَلَيْهِ امْرَهُ ، بر كار او مسلط شد ، مَلَكَ نَفْسَهُ ، بر نفس خود غلبه كرد و چيره شد . « مِلْك » - به كسر - به معناى زمين زراعى و خانهء مسكونى ، مال ، دارايى ، آن چه در قبضهء تصرّف باشد . « مَلِكْ » : پادشاه ، خداوندِ مُلْك و دولت و قدرت . از نام‌هاى خداى تعالى است . خداوند كريم ، هم مَلِك جهان است و هم مالك آن : « قُلِ اللَّهُمَّ ملِكَ الْمُلْكِ » . « 2 » و چون « مُلْك » همچنان كه گفته شد ، به معناى كشور است ، صاحب مُلْك ؛ پادشاه و زمامدار كشور است ؛ دربارهء حضرت داود عليه السلام فرمود : « وَ شَدَدْنَا
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 206 . ( 2 ) . آل عمران ، آيهء 26 .