حاصل پيش گفتهها اينكه ، آيهء « اولوا الامر » به تنهايى ، خود دليل آن است كه « صاحبان امر » به لحاظ روحى و در حوزهء انديشه و عمل ، جز دريافت وحى از جانب خداوند ، در مرتبهء پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله هستند . و به دلالتِ اين آيه ، مانند پيامبر ، بىهيچ قيد و شرطى ، مطاعاند . و رواياتى كه در ذيل اين آيه بررسى شد ، به ويژه حديثِ « ثقلين » ، كه در تواتر آن ترديدى نيست ، مضمون و پيام آيه را تأكيد و تأييد مىكنند .
بر اين اساس ، منزلتِ امامت ، همانطور كه باورِ شيعيان است امرى الهى است و هيچ شخص و گروهى از مسلمانان ، داراى هر موقعيت و جايگاهى كه باشند ، در گزينش آن نقشى ؛ بلكه حقّى ندارند . و اولوا الامر ، با اين كه به استناد حديث ثقلين مرجعيت علمى و فكرى دارند و شارحان و مفسران قرآن و سنّت نبوى و معلمانِ حلال و حرام خدا هستند ، از سوى خداوند تكليف يافتهاند كه دامنهء حكومت نبوى را گسترش دهند و جامعهء دينى را از كجروىها در علم و عمل ، بازدارند .
امام حسين عليه السلام در پاسخ بزرگان كوفه كه ايشان را براى تأسيس حكومت اسلامى و نجات جامعه از سلطنتِ آل ابوسفيان فراخوانده بودند ، نوشت :
فَلَعَمْرِي مَا الإمامُ الَّا الْحاكِمُ بِالْكِتابِ ، القائِمُ بِالْقِسْطِ ، الدَّائِنُ بِدِينِ الحَقَّ ، الْحابِسُ نَفْسَهُ عَلى ذَاتِ اللَّهِ . « 1 »
به جانِ خودم سوگند ، پيشوا و امام كسى است كه به قرآن داورى كند و عدالت را در كشور بگستراند و مؤمن به دين حق ، و خود را پاىبند فرمان خدا قرار دهد .
على عليه السلام فرمود :
هامش
( 1 ) . ارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 39 .