كسى يا كسانى به لحاظ فضايل روحى و معنوى و نيروى عقل و بصيرت بر ديگران برترى داشته باشند . بر اين اساس ، اطاعت از اين قبيل افراد ، به حكم عقل و فطرت رواست ؛ بلكه لازم است . البتّه در محدودهء همان امتيازات و در حوزهاى كه اهل نظراند . و در صورت وجود افرادى كه ، در همه كمالات علمى و عملى ، در درجهاى از تعالىاند كه وصول به آن درجه براى ديگرى ناممكن است ، اطاعت بىقيد و شرط ، امرى معقول و پسنديده خواهد بود . مانند اطاعت از پيامبر و آنهايى كه به لحاظ علم و عمل با ايشان همافق هستند .
4 - از آنجا كه در آيهء شريفه ، اطاعت از رسول خدا و صاحبانِ امر ، در ادامهء اطاعت خداوند است و با تكرار و عطفِ « اطِيعُوا » ، بىهيچ قيد و شرطى ، فرمانبردارى آنها را لازم دانسته است ، در مىيابيم ، كه صاحبانِ امر ، كسانى هستند ، كه در حوزهء انديشه و عمل و فضايل انسانى و گسترهء دانايى و كارآيى ، در رديف پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله هستند . « 1 » و همين گونه ، در جاى ديگر دربارهء پيامبر
هامش
( 1 ) . از سويى ، در آيهء « اولوا الامر » اطاعتِ از ايشان مانند اطاعتِ از پيامبر صلى الله عليه و آله ، بىهيچ قيد و شرطى همچنان كه در متن توضيح داده شد ، واجب و لازم شمرده شده است . و از سويى ديگر ، در آيات ذيل مسلمانان از اطاعتِ گروههايى كه پارهاى از ويژگىهاىشان آمده است ، بر حذر داشته شدهاند : 1 - « وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُو عَن ذِكْرِنَا وَ اتَّبَعَ هَوَلهُ وَ كَانَ أَمْرُهُو فُرُطًا » ؛ و از آن كس كه دلش را از ياد خويش غافل كرديم و از هواى [ نفس ] خويش پيروى كرده و كارش تباه است ، پيروى مكن » ( كهف ، آيهء 28 ) . 2 - « فَلَا تُطِعِ الْكفِرِينَ وَ جهِدْهُم بِهِى جِهَادًا كَبِيرًا » ؛ پس از كافران فرمان نبر و به [ حكم ] آن [ قرآن ] با آنان به جهادى بزرگ برخيز » ( فرقان ، آيهء 52 ) . 3 - « فَلَا تُطِعِ الْمُكَذّبِينَ * وَدُّواْ لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ * وَ لَاتُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ * هَمَّازٍ مَّشَّآءِم بِنَمِيمٍ * مَّنَّاعٍ لّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ * عُتُلّم بَعْدَ ذَ لِكَ زَنِيمٍ * أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَ بَنِينَ * إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ ءَايتُنَا قَالَ أَسطِيرُ الْأَوَّلِينَ * سَنَسِمُهُو عَلَى الْخُرْطُومِ » ؛ پس ، از دروغانگاران پيروى مكن ! [ آنها كه ] دوست دارند كه تو نرمى پيشه كنى تا با تو نرمى پيش گيرند . و از هر سوگندخوارهء فرومايهاى فرمان مبر ! خردهگيرى ، پيشگامى در سخنچينى ؛ بازدارندهء خيرى ، تجاوزكارى ، بزهكارى ؛ درشتخويى ، فراسوى آن ، بىتبارى [ كه گناه مىورزد ] ؛ براى آن كه مال و پسرانى دارد ؛ چون آيات ما را بر او بخوانند مىگويد ، افسانههاى پيشينيان است . به زودى بينى او را به خاك مىماليم ( قلم ، آيات 8 - 16 ) . 4 - « فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبّكَ وَ لَاتُطِعْ مِنْهُمْ ءَاثِمًا أَوْ كَفُورًا » ؛ پس براى فرمان پروردگارت شكيبا باش و از هيچ گناهكار يا ناسپاسِ آنان ، فرمان نبر » ( انسان ، آيهء 24 ) . با دقت و تأمّل در اين آيات ، روشن مىشود كه « اولوا الامر » ؛ يعنى آنهايى كه پيروىشان مانند پيروى از پيامبر صلى الله عليه و آله ، بىهيچ قيد و شرط ، واجب است ، كسانى هستند كه ساحتِ وجودشان از رذايل اخلاقى و پلشتىهاى رفتارى به دور است و به تعبير مختصرتر ، از عصمت علمى و عملى برخوردار بوده و از گناه و خطا مصوناند .
اولوا الامر ، نه از ياد خداوند غافلاند و نه از هواى نفس پيروى مىكند و نه كارهاشان تباه است . نه كفر ورزيده و نه به بيمارى نفاق و دورويى و كتمانِ كفر و شرك گرفتارند . نه خلاف حق مىگويند و نه چربزباناند . و هيچگاه حقيقت را دروغ نيانگاشتهاند . ساحت وجودشان ، از سوگندخوارگى و فرومايگى به دور است . نه سخنچيناند و نه مردمان را از خير و نيكى بازدارنده ، نه تجاوزكارند و نه بِزهكار ، نه درشتخوىاند و نه بىتبار و نه آيات الهى را افسانههاى پيشينيان مىپندارند . از گناه و آلودگى اخلاقى و رفتارى بيگانه و نعمتهاى پروردگارشان را سپاسگزارند . وجودهاى پاك و نابى هستند كه در حوزهء انديشه و عمل با پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله طَرازند . از اين رو ، آنان ، چون پيامبر صلى الله عليه و آله مطاعاند . در امور نزاعانگيز ، كه تشخيصِ اولىالامر از جملهء امورِ نزاع برانگيز بوده و هست ، مرجع رفعِ تنازع خدا و پيامبر اوست : « فَإِن تَنزَعْتُمْ فِى شَىْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْأَخِرِ ذَ لِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا » ؛ يعنى مسلمانان ناگزيرند دربارهء رهبرى جهان اسلام و اين كه ، چه كسى پس از پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله عهدهدارِ ادارهء سياسى و اجتماعى جامعهء نوپاى اسلامى است و چه كسى مرجع فكرى و دينى مسلمانان است ؟ به خداوند يعنى كتاب الهى و پيامبر او ؛ يعنى سنّت - گفتار و رفتار و تقرير - رجوع كنند . و اين همان باور صحيح و درستى است كه شيعيان بدان پاىبندند و در درازاى تاريخ خونبارِ خود ، بدان تكيه كردهاند ؛ چرا كه نهادِ عصمت را بر اساس بينش قرآنى خود ، از شرايط لازمِ جانشينى پيامبر دانستهاند . از همين رو ، دست بشر را در شناسايى فردِ شايستهء اين منصبِ الهى و گزينش او كوتاه مىدانند .