مطاع كسى است كه ديگران بىهيچگونه قيد و شرط ، مطيع فرمان او باشند . و در اين آيه ، پيش از هر كس - اوّلًا و بالاصالة - خداى تعالى است . سپس - ثانياً و بِالتَّبْع - رسول خدا صلى الله عليه و آله است ؛ يعنى اطاعت آن بزرگوار در طولِ اطاعت خداوند است و تكرارِ « اطِيعُوا » بيانگر همين نكته است . و قهراً ، اطاعت رسول خدا صلى الله عليه و آله بازگشت به اطاعت خداوند و موجب تحقق فرمانهاى او ، در ميان بندگان است ؛ يعنى تحقّق همهء مراتب توحيد ( توحيد ذات ، صفات ، افعالى ) و مايهء سرشارى جامعهء دينى از عدالت و فضيلت است . و آنگاه پس از اطاعت خداوند و فرستادهء او ، اطاعتِ « اولوا الامر » ( صاحبان امر ) مطرح شده است . و امّا اين كه دربارهء « اولوا الامر » فِعل « اطِيعُوا » نيامده است ، براى آن است كه اولوا الامر با رسول خدا صلى الله عليه و آله در يك مسير و براى تحقق يك هدف ، مىكوشند . و اطلاقِ « اطِيعُوا » ، بدين منظور است كه رسول خدا و اولوا الامر ، در همهء شئون زندگى مادّى و معنوى مسلمانان ، مطاعاند . و اين وسعتِ حوزهء فرمانروايى آنان حاكى از آن است ، كه به لحاظ كمالات انسانى و مقامات معنوى ، در نقطهء اوجاند و بالاتر اين كه ، براى هيچكس وصول به آن مقامات ، ممكن نيست . و در علم و دانايى و اخلاق و عمل ، و همهء كمالات انسانى سرآمدِ عالمياناند .
حاصل پيشگفتهها اين كه :
1 - اصلِ نخست ، اصلِ عدم ولايت و حكومت كسى بر ديگرى است .
2 - مبناى صحتِ اين اصل ، نبودِ امتياز و برترى ؛ از قبيل عقل ، ارادهء آزاد و ديگرِ ويژگىهاى انسانى ، ميان انسانهاست ؛ چرا كه ولايت كسى بر ديگرى ، با توجه به تساوى آنها ، در ويژگىهاى انسانى ، چيزى جز « ترجيح بلا مرجّح » ؛ يعنى برترى دادن چيزى يا كسى بر ديگرى بدون داشتن برترى ، نيست . از اين رو ، اين ترجيح به حكم خرد ، مردود است .
3 - اين اصل ، در برخى موارد ، كارآيى خود را از دست مىدهد ؛ مواردى كه
حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى) — صفحة 82
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٨٢