كه قلمروِ فرمانشان فراتر از محدودهء بيان احكام است ، حتى تأسيس حكومت و مديريت اجتماعى و سياسى مسلمانان را نيز ، شامل مىشود . و اين نكتهاى است كه از توجه و دقّت در بارِ معنايىِ « امر » - كه عامّ و شامل است و همه گفتارها و رفتارها را در بر مىگيرد - و گفته شد : كه امر در اين آيه به معناى كار و شأن است - فهميده مىشود . علاوه ، نمىشود گفت : صاحبانِ امر به لحاظِ تبيين و توضيح احكام الهى و تطبيق آنها ، صرفاً مفسّر و شارحاند ؛ يعنى مرجعيت علمى و فكرى دارند و نه كار ديگر ! ! بلكه حوزهء كارآيىِ اولوا الامر ، فراتر از تفسير قرآن كريم و سنّت و تبيين حلال و حرام و . . . الهى است . و همانطور كه رسول خدا صلى الله عليه و آله حكومت دينى را پى افكند و بر اساس وحى جامعهء مؤمنان را سامان داد ، اولوا الامر نيز ، به لحاظ اين كه جانشينانِ ايشاناند ، وظيفهء استحكامِ مبانى حكومت و اركانِ آن و تداومِ آن را ، در همان سويى كه پسند خدا و پيامبر اوست ، و نيز ساماندهى زندگى فردى و اجتماعى مسلمانان را بر عهده دارند . و همانطور كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله مطاعِ بىقيد و شرط است ، امير مؤمنان عليه السلام نيز ، كه به نصّ و تصريح ايشان اولين جانشين اوست ، مطاعِ بىقيد و شرط است . و سرپيچى از فرمان او سركشى در برابر فرمان خداوند و پيامبر اوست . و اين نكته مهمّى است كه در برخى روايات رسيده از اهلبيت وحى ، بدان تصريح شده است : آنگاه كه « أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِى الْأَمْرِ مِنكُمْ » نازل شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اين آيه دربارهء على عليه السلام است . هر كه را من سرپرست اويم ، على عليه السلام مولا و سرپرست اوست : « مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ ، فَعَلِىُّ مَوْلاهُ » . « 1 »
حاصل آن كه آيهء « اولوا الامر » سنگ بناى وحدت اسلامى و حكومت مبتنى بر آن را ، بر نهاده است ، و رهبرى و زعامت امامان پاك و معصوم را ، به تصريح ، بيان كرده است .
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 287 .