پايان كار امام جز خسارت نبود .
مؤلّف شهيد جاويد مىگويد :
پايان كار امام عليه السلام جز خسارت نبود . « 1 »
بر اين اساس ، آنها كه پيش از ورود به كربلا يا در شب عاشورا ، از كاروان شهادت جدا شدند ، هيچگونه عذرى ندارند . آيا كسانى چون عبيداللَّه ، حرّ بن يزيد جعفي ، كه از يارى امام عليه السلام سرباز زدند ، معذورند ؟
بنابراين بايد بپذيريم كه امام عليه السلام از آغاز حركت خود مىدانست كه پايانِ كار مبارزهء با حكومت يزيد ، جز شهادت نيست . او خود آگاهانه شهادت را پذيرفته بود و علىرغم باورِ مؤلّف ، آن را مايهء حيات و بقاى آيين جدش رسول خدا صلى الله عليه و آله مىدانست . و اساساً اقدام به چنين عمل مرگبار و حركتى كه در نهايت ، براى اسلام و مسلمانان جز خسارت نبود از امامى كه به تكليف الهى ، پاسدار اسلام و مصالح مسلمانان است ، پذيرفتنى نيست . و چرا بايد امام عليه السلام به نصايح ابن عباس و برادرش محمّد حنفيه ، گوش فرا ندهد و خود و يارانش را به راهى بَرَد كه نهايتِ آن كشته شدن و تحميل خسارت بر اسلام و مسلمانان است ؟
آرى ، اگرچه كارِ امام عليه السلام به باورِ ما ، پايانش جز شهادت نبود . و امّا اين شهادت و به دنبال آن ، اسارتِ اهل بيت عليه السلام ، همچنان كه در پايان اين فصل بدان پرداخته مىشود ، قيام و اقدامى پرثمر براى اسلام و بقاى آن بود .
به راستى ، اگر آن روز اين عملِ صالح و حركتِ عظيمِ بابركت ، تحقّق نمىيافت ، حكومت اموى ، با شيوهاى كه به كار مىبرد ، چه بر سر اسلام و مسلمانان مىآورد ؟ حكومتى كه مىرفت تا براى هميشه بساط اسلام را برچيند
هامش
( 1 ) . شهيد جاويد ، ص 393 .