زمينهء تشكيل حكومت و ساير شئون حياتى مسسلمانان شروع كند و از كشور اسير و ضربت خوردهء اسلام ، كشورى آزاد و آباد بسازد .
و چنان كه آرزوى مردم عدالت خواه است ، جهان اسلام را به سوى تكامل مادى و معنوى رهبرى نمايد . اين بود محيط سياسى اسلام و اين بود موقعيت امام حسين عليه السلام و اين بود آرزوى مردم . « 1 »
و امّا از سوى ديگر ، اين پرسش را مطرح مىكند :
طبق روايات قطعى ، رسول خدا صلى الله عليه و آله قبلًا شهادت حضرت سيّدالشهداء را پيشگويى فرموده بود و خود امام حسين عليه السلام از همان زمان كودكى مىدانست كه سرانجام شهيد خواهد شد . ولى آيا امامى كه مىداند كشته مىشود چگونه ممكن است تصميم بگيرد ، كه با نيروى نظامى خويش حكومت يزيد را بكوبد ؟ . « 2 »
قهراً نتيجهء تصالح ميان آن نظريّه و اين پرسش ، آن است كه امام عليه السلام در مبارزه با يزيد ، از اين كه در نهايت به شهادت خواهد رسيد ، آگاه نبوده است ؛ چرا كه عزم راسخ بر تأسيس حكومت با آگاهى از كشته شدن ، پيش از تحقّق مقصود ، به هيچ روى قابل تصالح و توجيه معقولى نيست . و اين پريشانگويى از جانب مؤلّف از آن روست ، كه به گمان او آماده شدن براى مبارزه و بسيج نيروها براى نيل به مقصود از يك سو ، و آگاهى از شهادت در اين مبارزه از سوى ديگر ، امكانپذير نيست . و به طور قطع ، لازمهء چنين گُمان نادرستى ، همان انكارِ آگاهى از شهادت در اين مبارزه است . و دريغا ، كه بيشترِ مباحثِ كتابِ " شهيد جاويد " بر پايهء همين گُمان نادرست ، بنا نهاده شده است .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 19 .
( 2 ) . همان ، ص 6 .