رشته كارها به دست گيرم . سموئيل گفت : اين خواست خداوند و وحى اوست . از اين رو ، در برابر اين نعمت او را سپاس بگذار و خود را براى جهاد آماده كن . آن گاه دست طالوت را بگرفت ، و او را نزد سران قوم بنى اسرائيل آورد و گفت :
خداوند طالوت را به پادشاهى شما برگزيده و حق رياست و سلطنت به او داده است . و بر شماست كه از او پيروى كنيد ، و فرمانش را گردن نهيد . پس كار خود را سامان دهيد ، و براى رويارويى با دشمن به يارى اش برخيزيد : « وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا . . . » .
اين سخن سموئيل آنها را ، سخت به شگفتى واداشت و نشانههاى اكراه و انكار در قيافه هاشان پديدار شد ؛ زيرا از گمنامى و تهى دستى و پريشان حالى طالوت ، آگاه بودند . به يكديگر نگريسته و ابروها بالا بردند و گفتند : چگونه او بر ما پادشاه شود ، در حالى كه نسبى اصيل ندارد و از خانوادهء كريم نيست ؟ نه از فرزندانِ « لاوى » است ، كه از شاخسار شجرهء نبوّت باشد و نه از دودمان « يهودا » است ، تا تخت و تاج سلطنت را به ارث بَرَد . علاوه ، چگونه مردى فقير را به حكومت بر ما مىگمارى ؟ در حالى كه ما همگى صاحبان ثروت و جاه و جلال ايم ، و از شوكت و حشمت و قدرت برخوردار : « قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مّنَ الْمَالِ . . . » .
سموئيل گفت : زمامدارى و كشور دارى و فرماندهىِ سپاه را با ثروت و نسب چه نسبت است ؟ ! « 1 » نسب عالى براى شخص فرومايه و كم خرد ، كه از آيين كشور دارى و تدبير كارها بيگانه است ، چه سود ؟ ! و ثروت سرشار براى كسى كه ذهن عقيم دارد و در ساماندهى كارها كج فهم است ، چه حاصلى بار مىآورد ؟ ! و اما طالوت را خداوند به خاطر شايستگى و توانمندى و دانايىاش ، بر شما برترى
هامش
( 1 ) . اينَ التّرابُ وَرَبُّ الاربَابِ ؟ چه نسبت خاك را با عالم پاك ؟