يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مّن رَّبّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مّمَّا تَرَكَ ءَالُ مُوسَى وَءَالُ هرُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلل - كَةُ إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ » .
قوم ، از شهر بِدَر شدند ، صندوق عهد را با همان نشان و ويژگى كه سموئيل گفته بود ، دريافتند . سپس دست بيعت به طالوت دادند و او را به پادشاهى برگزيدند . طالوت زمام كشور به دست گرفت و كارها را سامان داد و در فرماندهى و مُلْكدارى عزم و جزم و هوش و زيركى به كار برد ، و قوم را گفت :
تنها كسانى مىتوانند در سپاه من درآيند كه خاطرشان از گرفتارىها و فكرشان از آلودگىها بدور باشد ، پس هركه بنايى نيمه تمام ، يا نامزدى در انتظار عروسى ، يا انديشهء سود و زيان و داد و ستد ، در سر دارد ، به لشگريان من نپيوندد . « 1 »
آن چه در اين داستان و تصويرِ آموزندهء قرآنى مورد استناد است ، پارهاى ويژگىهاست كه پيامبر بنى اسرائيل ( سموئيل ) با لحاظ آنها در شخص طالوت ، به فرمان خداوند ، او را به پادشاهى برگزيده است .
شيعه بر اين باور است كه هدف از تشكيل حكومت و تاسيس يك جامعهء مبتنى بر مضامين و مقولات دينى ؛ يعنى قرآن و سنت - گفتار و رفتار و تقرير شخص معصوم - و سامان دهى به نيازهاى طبيعى آدميان براى دست يا بى به كمالى است كه خداوند براى آنها منظور كرده ؛ يعنى جوارِ قربِ ازلى است ، به گونهاى كه هيچ عامل بازدارندهاى آنها را در اين سلوك انسانى ، از وصول به مقصود باز ندارد . و بالطّبع چنين حكومتى را حاكمى مىبايد كه :
اوّلًا : به مصالح و مفاسد آدميان آگاه باشد .
ثانياً : در سوق آدميان به جلب و جذب مصالح و دفع و طرد مفاسد ، توانايى لازم را داشته باشد .
هامش
( 1 ) . اين داستان قرآنى با اندكى تصرّف از قصص قرآن نوشتهء صدر بلاغى ، برگرفته شده است .