تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
شرح
سؤال : آيا در « ما نحن فيه » بين عرف و لسان دليل هم تفاوتى هست ؟ جواب : مثلا دليلى به نحو « العنب اذا غلى يحرم » وارد شده يعنى : عنب وقتى غليان پيدا كرد ، اتصاف به حرمت پيدا مىكند ، موضوع دليل مذكور ، عنب است لكن « دليلا » شامل زبيب نمىشود زيرا عنب از نظر دليل با زبيب ، مغاير است لذا شما ترديد مىنمائيد كه زبيب هم همان حكم را دارد يا نه و نمىتوانيد بگوئيد : نفس دليل مذكور ، شاملش مىشود چون دليل در مورد عنب ، وارد شده اما عرفا بعيد نيست بگوئيم همان دليل ، شامل زبيب هم مىشود منتها نه به جهت اينكه معناى عنب توسعه دارد و شامل زبيب هم مىشود ، چون عرف هم حكم مىكند كأنّ عنب ، غير از زبيب است اما درعين‌حال ، خود عرف هم داراى معيارها و مناسباتى هست و چنين قضاوت مىكند كه : تغاير عنب و زبيب فقط در دو حالت يبوست و رطوبت است و آن دو حالت ، چيزى نيست كه مقتضى تغاير و تشتت حكم باشد لذا اگر به عرف مراجعه نمائيم چه‌بسا او بدون تمسك به استصحاب مىگويد : حكمى كه براى عنب ، ثابت شده براى زبيب هم ثابت است و اگر بخواهيم با شما مماشات نمائيم ، مىگوئيم : همان حكمى كه براى عنب هست به كمك استصحاب براى زبيب هم ثابت مىكنيم « 1 » . خلاصه : اگر حاكم به اتحاد دو قضيه ، عرف يا لسان دليل باشد ، نتيجه‌اش مختلف است به نحوى كه بيان كرديم . تذكر : مرحوم حاج شيخ عبد الحسين رشتى در كتاب شرح كفاية الاصول خويش - صفحه 296 - بعد از عبارت مذكور مصنف - . . . عما هو ظاهر فيه - كأنّ به خلاصه‌گيرى و ذكر امثله‌اى پرداخته‌اند كه « نگارنده » توجه شما را به آن جلب مىنمايد :
هامش
( 1 ) - چون بين قضيتين ، تغايرى نيست .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 80 | الشيخ فاضل اللنكراني