شرح
آيا خصوصياتش تغيير كرده يا نه ؟
اگر خصوصيات آن تغيير نكرده پس نبايد در بقاء حكم ترديد شود ، اينكه مردد مىشويم لا بد به جهت اين است كه خصوصياتش عوض شده ، فرضا آن موقع ، زمان حضور معصوم عليه السّلام بوده ولى فعلا زمان غيبت است پس اگر خصوصيات مسئله ، تغيير كرده ، عقلا دو قضيه ، متحد نيستند و نمىتوان گفت نماز جمعه ، واجب است ، هم متيقن است و هم مشكوك بلكه بايد گفت : « صلاة الجمعة فى عصر الحضور متيقنة و صلاة الجمعة فى عصر الغيبة مشكوكة » و قضيتين مذكورتين از نظر عقل ، متحد نيستند .
خلاصه : اگر ملاك « عقل » باشد در هيچيك از احكام فقهيه نمىتوان استصحاب جارى نمود مگر اينكه در نسخ ترديد داشته باشيد كه در آن ، اصالت عدم نسخ ، جارى مىشود كه شايد ارتباطى هم به استصحاب نداشته باشد .
با توجه به بيان مذكور ، جريان استصحاب در موضوعات خارجيه ، منحصر مىشود ، فرضا ديروز نسبت به حيات زيد يقين داشتيم ، امروز در بقاء آن مردد مىشويم لذا استصحاب جارى مىنمائيم .
اگر ملاك « عرف » يا « لسان دليل » باشد ، استصحاب در احكام كليه هم جريان پيدا مىكند « 1 » .
هامش
( 1 ) - « . . . به خلاف اينكه معيار ، نظر عرف يا لسان دليل باشد كه در احكام شرعيه مثل وجوب صلات جمعه بر مكلفين به حسب عرف و لسان دليل ، موضوع واحد است و آن مؤمنين است در يا ايها الذين آمنوا اذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا الى ذكر الله ( الخ ) و حضور و غيبت امام از حالات و صفات موضوع است كه در لسان دليل شرط موضوع نشده و كذلك به حسب عرف هم موضوع در حال يقين و شك ، واحد است و استصحاب ، جارى هست پس نظر عرف و ملاحظهء لسان دليل در معيار بودن در باب استصحاب ( اوسع ) مىباشند از نظر عقل و كذلك نظر عرف از ملاحظهء لسان دليل هم ( اوسع ) مىباشد زيرا . . . » . ر . ك : شرح كفاية الاصول مرحوم حاج شيخ عبد الكريم خوئينى 2 / 287 .