و إن كان مفادهما على العكس كان المرجع هو العام ، للاقتصار في تخصيصه به مقدار دلالة الخاص ، و لكنه لو لا دلالته لكان الاستصحاب مرجعا ، لما عرفت من أن الحكم في طرف الخاص قد أخذ على نحو صح استصحابه ، فتأمّل تعرف أن اطلاق كلام شيخنا العلامة ( أعلى اللّه مقامه ) في المقام نفيا و إثباتا في غير محله [ 1 ] .
شرح
نتيجه : چون نه به استصحاب مىتوان تمسك نمود و نه به عام لذا بايد به حسب اختلاف موارد به اصول عمليه مانند برائت يا اشتغال رجوع نمود .
[ 1 ] - حكم فرض چهارم « 1 » : در فرض مذكور ، « يوم السبت » يك موضوع مستقل است و فرضا شما مردد هستيد كه عام ، نسبت به آن فرد مستقل ، تخصيص خورده يا نه ، لذا اصالت العموم جارى مىشود .
خصوصيت فرض چهارم ، اين است كه اگر عام نبود ، مىتوانستيم به استصحاب تمسك نمائيم زيرا در آن فرض ، زمان از نظر دليل خاص ، داراى عنوان ظرفيت است .
نتيجه : در موردى كه براى عام ، دلالتى ثابت باشد ، استصحاب نمىتواند در برابرش مقاومت نمايد .
از بيان مصنف قدّس سرّه مشخص شد كه كلام شيخ اعظم قدّس سرّه كامل نيست « 2 » زيرا ايشان فقط بر دليل عام اتكا نموده « 3 » و فرمودهاند : گاهى به نحو « ظرفيت » است و گاهى « فرديت » و در فرديت آن به عام رجوع مىنمائيم و در ظرفيتش حكم مخصص را استصحاب مىكنيم .
هامش
( 1 ) - كه « زمان » در دليل عام ، داراى عنوان « فرديت » و در خاص داراى عنوان « ظرفيت » است .
( 2 ) - خلاصه كلام شيخ اعظم را در پاورقى صفحه 56 نقل كرديم .
( 3 ) - به خلاف ما كه هم دليل عام را ملاحظه كرديم و هم خاص را و گفتيم : مسئله ، داراى چهار - بلكه پنج - صورت است .