شرح
نمىدانيم نقض يقين به شك هست ؟
جواب : اگر حادث در زمان دوم ، كريت باشد كه متيقنا حادث شده ، شما نقض يقين به شك ننموديد بلكه يقين را با يقين ، نقض نموديد اما اگر حادث در زمان دوم ، كريت نباشد در اين صورت ، شما نقض يقين به شك نمودهايد پس يك طرف مسئله « نقض اليقين بالشك » هست و طرف ديگرش نقض يقين به شك نيست و حال آنكه در هر موردى ، استصحاب بخواهد ، جارى شود ، بايد صددرصد « نقض اليقين بالشك » باشد ، بايد موضوع دليل ، محرز باشد لذا به نظر مصنف در محل بحث ، استصحاب جريان پيدا نمىكند و علّت عدم جريانش اين است كه اتصال زمان شك به يقين « محرز » نيست درحالىكه در تمام موارد جريان استصحاب بايد محرز باشد .
تذكر : تفاوتى هم نمىكند كه اثر شرعى بر هر دو عدم ، مترتب شده باشد يا بر احدهما ، چون مسألهء تعارض ، مطرح نيست « 1 » بلكه مبناى مسئله دچار اختلال و نقص هست زيرا شرط جريان استصحاب - اتصال زمان شك به يقين - محرز نشده و به خاطر عدم احراز نمىتوان استصحاب جارى نمود .
استاد معظم : نكتهء مهم ، اين است كه مصنف بيان كردند : شما حادثين را نسبت به اجزاء زمان مقايسه نكنيد بلكه آن دو را با يكديگر لحاظ نمائيد و الا اگر حادثين را نسبت به اجزاء زمان مقايسه كنيد ، استصحاب عدم هر دو حادث تا لحظات آخرى كه يقين به حدوث هر دو پيدا مىكنيد ، جارى مىشود .
هامش
( 1 ) - چنان كه در كلام شيخ اعظم ، مشاهده مىشود - لازم به تذكر است كه طبق مبناى شيخ اعظم ( قده ) بايد بين جائى كه هر دو عدم ، داراى اثر هست يا يك عدم ، قائل به تفصيل شد و گفت در صورت اول ، تعارض ، مطرح است و در صورت دوم - كه احدهما داراى اثر هست - استصحاب ، جارى مىشود .