تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
شرح
از آن لحظات آخر كه يقين به حدوث « كلا الحادثين » براى ما تحقق دارد - قبل از آن لحظات - مجموع ساعت دوم و سوم ، زمان شك نسبت به حدوث كريت و همچنين زمان شك نسبت به حدوث ملاقات هست لذا چه مانعى دارد كه استصحاب عدم تحقق كريت تا آن لحظات آخر و استصحاب عدم تحقق ملاقات تا آن لحظات آخر را جارى نمائيم و زمان شك ما هم به زمان يقين ، متصل است زيرا آن ساعتين به ساعت اول ، متصل مىباشد و بين ساعت اول و ساعتين ، هيچ‌گونه انفصالى تحقق پيدا نكرده لذا مانعى ندارد كه هم استصحاب عدم تحقق كريت ، جارى شود و هم استصحاب عدم تحقق ملاقات جريان پيدا كند . تذكر : شرط جريان استصحابين ، اين است كه هر دو داراى اثر باشند پس اگر هر دو ، موضوع اثر شرعى بودند ، جريان پيدا مىكنند و به سبب تعارض ، تساقط مىكنند - و منشأ اينكه مىگوئيم : استصحاب در « مجهولى التاريخ » مفيد نيست ، مسألهء تساقط مىباشد - اما اگر احدهما داراى اثر باشد و ديگرى فاقد اثر ، همان‌كه ذى الاثر هست ، و حالت سابقه هم دارد ، اتصال زمان شك به يقين هم در آن ، محرز است ، چرا جريان پيدا نكند - معارضه‌اى مطرح نيست زيرا ديگرى اثرى ندارد و در جريان استصحاب بايد ترتب اثر ، منظور باشد . خلاصه : بعضى گفته‌اند در محل بحث از نظر اتصال زمان شك به يقين ، هيچ مانعى وجود ندارد و مجموع ساعت دوم و سوم ، زمان شك در تحقق حادثين است ، استصحاب عدم تحقق تا آن لحظات آخر كه يقين به حدوث « كلا الحادثين » مطرح است ، جريان پيدا مىكند و در نتيجه يا به علت معارضه ، تساقط مىكنند و يا خصوص همان استصحابى كه داراى اثر هست ، جارى مىشود . سؤال : آيا بيان مذكور در باب مجهولى التاريخ - كه شيخ اعظم قدّس سرّه هم به همان نحو بيان كردند - صحيح است يا نه ؟