تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
شرح
- و معارض - آن هست نتيجتا وقتى ظن به كذب خبر ديگر ، حاصل شد آن خبر به طور كلى از حجيت ساقط مىشود « 1 » پس شما با يك مزيت ، خبرى را به خبر ديگر ترجيح نداديد بلكه به آن طريق ، يك حجت را از « لا حجت » تميز داديد . دفع توهم : الف : فرض كنيد ، پذيرفتيم كه به سبب ظن به صدق « احد الخبرين » ظن به كذب خبر ديگر حاصل مىشود لكن سؤال ما اين است كه : آيا با ظن به كذب ، آن خبر از حجيت ، ساقط مىشود و آيا در حجيت خبر ، معتبر است كه ظن به خلاف نداشته باشيم ؟ در بحث ظن خوانديم كه هرچه از باب ظن نوعى ، معتبر است « 2 » ظنّ بر خلاف ، در حجيت آن ، قادح نيست . براى تقريب به ذهن ، مطلبى را از جلد چهارم ايضاح الكفاية - ص 205 - برايتان نقل مىكنيم كه : [ حجيت ظواهر ، مقيد به عدم حصول ظن بر خلاف نمىباشد : در حجيت ظواهر الفاظ فرقى نمىكند كه ظن به خلاف مراد ، حاصل بشود يا نشود حتى ظواهر در مورد كسانى كه ظن به خلاف مراد متكلم دارند ، حجيت دارد مثلا اگر مولا فرمود « اكرم العلماء » و مخاطب از اين عبارت ، ظن پيدا كرد كه مقصود او از « العلماء » تمام دانشمندان نيست بلكه منظورش علماء عدول است باز هم عموم اكرم العلماء در رابطه با مخاطب حجيت دارد و ظهورش حجت است ] زيرا حجيت ظواهر الفاظ از باب ظن نوعى هست و ظن بر خلاف در حجيت آن ، مضر نيست . آرى ظن بر خلاف ، وقتى قادح است كه در اعتبار و حجيت يك دليل ، قيد شده باشد مثلا گفته باشند : فلان شىء وقتى دليل است كه ظن به خلافش نداشته باشيد لكن در
هامش
( 1 ) - به خاطر ظن به كذب . ( 2 ) - چيزى كه ملاك حجيت آن ، ظن نوعى هست .