و توهم أن ما يوجب الظن بصدق أحد الخبرين لا يكون بمرجح ، بل موجب لسقوط الآخر عن الحجية للظن بكذبه حينئذ ، فاسد . فإن الظن بالكذب لا يضر بحجية ما اعتبر من باب الظن نوعا ، و إنما يضر فيما أخذ في اعتباره عدم الظن بخلافه ، و لم يؤخذ في اعتبار الأخبار صدورا و لا ظهورا و لا جهة ذلك [ 1 ] .
شرح
موجب اقربيت يا ظن به واقع نيستند .
سؤال : آيا آن راوى كه « اورع » هست يعنى : شبزندهدارى مىكند و از تمام شبهات مالى و غير مالى اجتناب مىنمايد ، خبرش اقرب به واقع است ؟ به عبارت ديگر : آيا اورعيت راوى ، سبب ظن به واقع يا اقربيت خبر به واقع مىشود ؟
جواب : خير ! آن راوى كه اورع هست فرضا با پنج واسطه ، روايت را از امام عليه السّلام شنيده و آن ديگرى هم كه اورع نيست با پنج واسطه خبر را از امام عليه السّلام شنيده لذا اورعيت ، موجبى براى ظن به واقع يا اقربيت خبر به واقع نمىباشد .
سؤال : آيا افقهيت راوى ، موجب ظن به واقع يا اقربيت خبر به واقع است ؟
جواب : خير ! راوى افقه ، آن است كه در مسائل فقهى ، تتبعات زيادى نموده « 1 » ، فرضا اقوال سائرين را هم مىداند امّا اين مسئله ، موجب ظنّ به واقع يا اقربيت خبر آن راوى به واقع نمىشود .
خلاصه : مرجحاتى داريم كه نه سبب ظن به واقع مىشود نه موجب اقربيت خبر به واقع لذا اگر كسى قائل به تعدى شد بايد به هر مزيتى تعدى نمايد - و ترجيح دهد - اعم از اينكه آن مزيت ، موجب ظن به واقع يا اقربيت خبر به واقع بشود يا نشود .
[ 1 ] - توهم : آن مزيتى كه باعث شود انسان ظن به صدق احد الخبرين پيدا كند « 2 » ، مرجح نيست زيرا ظن به صدق « احد الخبرين » ملازم با ظن به كذب خبر مخالف
هامش
( 1 ) - يا اينكه در مسائل اصولى ، تتبع نموده و تمام جزئيات مسائل اصول ، و فروع استصحاب را مىداند و . . . .
( 2 ) - كه فلان خبر از معصوم « ع » صادر شده .