تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
شرح
صدور هر قبيحى از « خداوند متعال » محال است ولى در « ما نحن فيه » كلام در فعل اختيارى عبد است كه اگر او به داعى نفسانى ، خبر مرجوح را بر راجح ، ترجيح دهد « 1 » ، مرتكب عمل قبيح شده لكن محالى ، محقق نگشته زيرا معلولى بدون علت ، موجود نشده بلكه ارادهء عبد ، علت آن است و آنچه محال مىباشد ، ترجيح ، بلا مرجح است يعنى : وجود « ممكن » مثلا « بلا مرجح لاحد طرفيه » « 2 » . پس در محل بحث كه كلام در اخذ به « احد الخبرين » « 3 » است ، ترجيح مرجوح بر راجح ، مستلزم قبيح است - نه محال - يعنى : عبد ، مرتكب عمل قبيح شده - آرى صدور هر قبيحى از خداوند متعال ، محال است . نتيجه : اگر مقصود از ترجيح دادن عبد است ، مرجوح را بر راجح - يعنى كلام در فعل او هست - اصلا محال ، لازم نمىآيد بلكه قبيح است و اگر مقصود در فعل خداوند متعال است يعنى : اگر او ترجيح راجح را بر مرجوح ، واجب ننمايد ، مستلزم قبيح است كه ما هم قبول داريم لكن از اين جهت ، استحالهء ديگرى ندارد غير از اينكه : هيچ قبيحى از خداوند حكيم ، صادر نمىشود يعنى : صدور قبيح از خداوند حكيم ، محال است و وجه استحالهء ديگرى ندارد لكن ظاهر كلام مستدل ، اين است كه علاوه بر قبح ، جهت استحالهء ديگرى هم دارد كه ترجيح بلا مرجح باشد . خلاصه : در افعال اختيارى ، ترجيح مرجوح بر راجح « ذاتا » محال نيست - چه از طرف خداوند متعال باشد و چه از طرف عبد - البته قبيح مىباشد و صدور قبيح از بارى
هامش
( 1 ) - مثل اينكه خبر مرجوح ، دال بر اباحه باشد اما خبر راجح بر حرمت دلالت نمايد . ( 2 ) - كه مرجح آن به وجود شىء است بلا علة وجوده . ( 3 ) - به وسيلهء مكلف و عبد .