شرح
خلاصه : بناء عقلا بر اين است كه كلام متكلم براى بيان واقع ، صادر شده نه تقيه يا دواعى ديگر .
سؤال : آيا عقلا در هر كلامى چنان بنائى دارند و بنا بر اصالت الجهت مىگذارند ؟
خير ! در كلامى كه معلوم الكذب نباشد چنان بنائى دارند .
نتيجه : قدر متيقن از ادلهاى كه بر حجيت ظهور و حجيت صدور امارات ، اقامه شده در صورتى است كه آن اماره ، معلوم الكذب نباشد - و لو اجمالا - و علم بر خلاف آن نداشته باشيم .
3 - اصالت السند :
براى تمسك به يك روايت بايد به صدور آنهم متعبد شد و گفت فلان روايت از معصوم عليه السّلام صادر شده تا بتوان طبق آن عمل نمود . سؤال : آيا مىتوان گفت روايت معلوم الكذب « 1 » از معصوم عليه السّلام صادر شده ؟ جواب : اگر دليل اعتبار سند ، بناء عقلا باشد ، باز هم مىگوئيم قدر متيقن از آن در صورتى است كه علم اجمالى بر خلاف نداشته باشيم . چنانچه دليل اعتبار سند ، اخبار « 2 » و آيات « 3 » هم باشد ، ظهورشان در صورتى است كه علم به خلاف نداشته باشيم بلكه مىتوان گفت كه اخبار و آيات ، ظهور در حجيت دارند « اذا حصل الظن منه او الاطمينان » . جمعبندى : بنا بر موضوعيت و سببيت هم مقتضاى ادلهء اعتبار سند ، ظهور و جهت صدور امارات ، اين است كه مصلحت و مقتضى در صورتى است كه علم بر خلاف نباشد و در صورت تعارض ، مقتضى حجيت در احدهما نيست لذا هر دو روايت از حجيت ، ساقط مىشود پس بنا بر سببيت هم مانند طريقيت ، اصل اولى در متعارضين ، تساقط است .هامش
( 1 ) - و لو اجمالا .
( 2 ) - يعنى : اخبار ارجاعيه و نيز ر . ك : ايضاح الكفاية 4 / 337 .
( 3 ) - مانند آيهء نبأ .