تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
شرح
« نگارنده » براى سهولت تبيين مطلب براى هركدام از آن‌ها رمز و شماره‌اى را ذكر نموده . 1 جواب : بنا بر سببيت هم مقتضاى قاعدهء اولى ، تساقط است زيرا در فرض مذكور ، مقتضى جعل حكم در آن روايتى هست كه علم به كذبش نداشته باشيم يعنى : روايتى كه معلوم الكذب است ، اصلا مصلحتى ندارد كه مقتضى جعل حكم در آن باشد به عبارت ديگر : وقتى اماره - از باب سببيت - معتبر است كه معلوم الكذب نباشد و در محل بحث چون يكى از آن دو دليل « معلوم الكذب » است ، قطعا روايت كاذب ، سبب جعل حكم نيست منتها چون عنوان معلوم الكذب براى ما مجهول است ، مشتبه و « محتمل الانطباق لكل واحد » مىگردد و نتيجتا هر دو دليل در خصوص مؤدايشان از حجيت ، ساقط مىشوند .

[ براى تمسك به يك روايت بايد به سه مسئله ، متعبد شد ]

تذكر : براى تمسك به يك روايت بايد به سه مسئله ، متعبد شد تا بتوان طبق آن عمل نمود كه اينك به توضيحش مىپردازيم :

1 - اصالت الظهور :

ظهور الفاظ در مداليلشان معتبر است مثلا نسبت به جملهء « اكرم كل عالم » مىگوئيم : كلمهء « كل » مصدّر به الف و لام است و در عموم ظهور دارد يعنى : با اصل مذكور به ظهور لفظ ، متعبد مىشويم . لازم به ذكر است كه دليل بر حجيت اصالت الظهور ، بناء عقلا مىباشد . سؤال : آيا عقلا به ظهور هر كلامى عمل مىكنند گرچه علم به كذب آن‌هم داشته باشند يا اينكه در صورتى به ظهور عمل مىكنند كه آن كلام ، معلوم الكذب نباشد ؟ جواب : بناء عقلا در عمل به ظهور در صورتى است كه كلام ، معلوم الكذب نباشد .

2 - اصالت الجهت :

مقصود ، اين است كه آيا امام عليه السّلام كه فرموده‌اند « الصلاة الجمعة واجبة » در مقام بيان حكم واقعى بوده‌اند نه تقيه پس با اصل مذكور هم جهت صدور را اثبات مىنمائيم كه منشأ اصل مذكور ، اين است : مردم وقتى صحبت مىكنند ، غالبا در مقام بيان مراد جدّى و واقعى هستند نه تقيه يا دواعى ديگر .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 161 | الشيخ فاضل اللنكراني