تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
نشود . و به عبارت ديگر : تخصيص ، لطمه‌اى به عنوان عام نمىزند . ثانياً : تخصيص به معناى تبيين و تفسير است . وقتى مولا به دنبال « أكرم العلماء » جملهء « لا تكرم الفسّاق من العلماء » را مطرح مىكند ، گويا در صدد تفسير و تبيين « أكرم العلماء » است . به‌همين‌جهت در باب تخصيص گفتيم : واقعيت تخصيص ، تصرّف در ارادهء جدّى مولاست . آن‌هم تصرف از ابتداى امر ، نه اين كه از الآن تصرّف شود . يعنى مراد جدّى مولا ، از همان ابتدا به اكرام علماى غير فاسق تعلّق گرفته است . بر همين اساس ، يكى از شرايط تخصيص اين است كه خاص بايد قبل از حضور وقت عمل به عام صادر شده باشد . مولايى كه - مثلًا - روز دوشنبه « أكرم العلماء يوم الجمعة » را مطرح مىكند ، چنانچه بخواهد مخصّصى نسبت به آن بياورد بايد قبل از آمدنِ روز جمعه آن مخصّص را مطرح كند ، زيرا مخصّص جنبهء تبيين و تفسير دارد و نمىشود كه مخصّص ، پس از فرا رسيدن و تمام شدن وقت عمل به عامّ ، پيدا شود . به خلاف نسخ كه مىخواهد ريشهء منسوخ را از بين ببرد . چگونه مىتوان پذيرفت كه اصل منسوخ - يعنى قرآن - قطعيت داشته و متواتر باشد ولى خبر واحد بيايد آن را نسخ كند ؟ نسخ حكم قرآنى - با چنين استحكامى كه دارد - چنانچه واقعيت داشته باشد ، بايد به صورت متواتر باشد . و اگر به صورت خبر واحد بود ، ما كشف مىكنيم كه خطا و اشتباه يا توطئه‌اى در كار بوده است . مخصوصاً اگر نسخ مربوط به تلاوت هم باشد ، كه برگشت آن به تحريف است و ما به هيچ عنوان چنين چيزى را اجازه نمىدهيم . در نتيجه بين نسخ و تخصيص فرق وجود دارد و ما نمىتوانيم اين دو را با هم مقايسه كنيم . ذكر اين نكته لازم است كه در ارتباط با نسخ قرآن مباحث زيادى مطرح است . يكى از آن مباحث اين است كه آيا در قرآن ، ناسخ و منسوخ - كه هر دو از قرآن باشد - وجود دارد ؟ مرحوم آيت اللّه خويى در كتاب « البيان في علوم القرآن » وجود نسخ در قرآن را