تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
بيان اوّل : ايشان در ابتداى كلامشان مىفرمايند : در اينجا تنها دستورى كه از ناحيهء مولا صادر شده ، دستور « أكرم كلّ جيراني » است و عبد ترديدى ندارد كه عنوان « جار » بر زيد منطبق است ولى در دشمن بودن يا دشمن نبودن او ترديد دارد ، در اينجا اگر عبد زيد را اكرام نكند در مقابل حجت صادر شده از ناحيهء مولا - كه به نحو عموم بر وجوب اكرام همهء همسايگان دلالت مىكند - عذرى نخواهد داشت . در مورد مخصّص منفصل لفظى گويا عبد در مقابل مولا مىايستاد و مىگفت : « از ناحيهء شما دو دستور صادر شده ، يكى « أكرم كلّ عالم » و ديگرى « لا تكرم الفسّاق من العلماء » و من در مقابل دو حجّت قرار گرفته‌ام لذا در مورد شخصى كه عالم بودنش محرز است ولى فسق او مورد ترديد است ، نه مىتوانم به دليل دوّم تمسك كنم و نه به دليل اوّل » ولى در اينجا تنها يك دليل « أكرم كلّ جيراني » از ناحيهء مولا صادر شده و به مجرّد شك در عداوت زيد - كه همسايهء مولاست - عبد نمىتواند از تكليف عام شانه خالى كند . بله ، اگر قطع پيدا كند كه زيد دشمن مولاست ، چنين قطعى براى او حجت است و اگر مولا به او بگويد : « چرا اكرام زيد را ترك كردى ؟ » در مقابل مولا ايستاده و مىگويد : « من قطع داشتم كه زيد دشمن توست و قطع داشتم كه ارادهء جدّى تو به اكرام دشمن تعلّق نگرفته است » . « 1 » بررسى كلام مرحوم آخوند : به نظر ما اين بيان مرحوم آخوند داراى اشكال است و با توجه به دو مطلب زير ، معلوم مىشود كه فرقى بين مخصّص لفظى و مخصّص لبّى وجود ندارد : 1 - حجّت در ارتباط با مولا ، اختصاص به حجت لفظى ندارد و حجت عقلى هم مربوط به مولاست . لذا در جايى كه عبد قطع به عداوت زيد - كه همسايهء مولاست - نسبت به مولا دارد ، اگر عبد او را اكرام نكند و مولا او را مؤاخذه كند ، در
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 343 ، 344