إلّا الفسّاق منهم » مىتوانيم بگوييم : « أكرم العلماء الموصوفين بعدم الفسق » و چون فسق و عدالت ، « ضدّان لا ثالث لهما » هستند ، به جاى « أكرم العلماء الموصوفين بعدم الفسق » مىتوانيم بگوييم : « أكرم العلماء العدول » . اگر مولا از اوّل مىگفت : « أكرم العلماء العدول » و ما در مفهوم « عالم » ترديد داشتيم كه آيا كسى كه فقط قدرى ادبيات خوانده ، عالم است يا نه ؟ بدون شك در اينجا نمىتوانستيم به « أكرم العلماء العدول » تمسك كنيم ، زيرا براى پياده كردن كبرى بايد اوّل صغراى آن را احراز كرد . بايد اوّل احراز كنيم چنين شخصى « عالم » است ، سپس او را در دايرهء « أكرم العلماء العدول » قرار دهيم . در مورد وصف « العدول » هم همينطور است . ترديد در معناى فسق ، موجب ترديد در معناى عدالت خواهد شد . « 1 » ما كه نمىدانيم مرتكب صغيره فاسق است يا نه ؟ لازمهاش اين است كه در عدالت او هم شك داشته باشيم . و هنگامى كه عنوان عدالت براى ما نامعين است ، چگونه در مورد مرتكب صغيرهاى كه مردّد بين عادل و فاسق است مىتوانيم به « أكرم العلماء العدول » تمسك كنيم ؟ تا وقتى احراز نكنيم كه از نظر مولا عنوان « عادل » بر اين شخص منطبق است ، نمىتوانيم به « أكرم العلماء العدول » تمسك كنيم . يعنى لفظ « العدول » ظهور در عمومى كه شامل فرد مشكوك شود ، ندارد . و با توجه به اين كه فسق و عدالت ، « ضدّان لا ثالث لهما » هستند ، « أكرم العلماء الموصوفين بعدم الفسق » فرقى با « أكرم العلماء العدول » نخواهد داشت . و چون « أكرم العلماء إلّا الفسّاق منهم » به معناى « أكرم العلماء الموصوفين بعدم الفسق » است ، پس در مورد « أكرم العلماء إلّا الفسّاق منهم » نيز تا وقتى عدم فسق را احراز نكنيم نمىتوانيم به « أكرم العلماء » تمسك كنيم . و اگر بخواهيم مسئله را قدرى عميقتر مورد بررسى قرار دهيم مىگوييم : اصلًا مخصِّص متّصل را نبايد مخصِّص ناميد . عناوين « عام » و « خاص » در مورد
هامش
( 1 ) - چون فسق و عدالت ، « ضدّان لا ثالث لهما » هستند .