شود . همانطور كه اگر در اصل تخصيص عام ترديد داشتيم ، به اصالة العموم مراجعه مىكرديم ، در اينجا هم كه نمىدانيم « آيا عالمى كه مرتكب صغيره شده ، از عموم « أكرم العلماء » خارج است يا نه ؟ » به اصالة العموم تمسك مىكنيم . در پاسخ مىگوييم : در اينجا نمىتوان به اصالة العموم تمسك كرد . بيان مطلب : تا وقتى كه متكلّم از كلام خودش فارغ نشده و مشغول تكلّم است ظهورى براى كلام او منعقد نشده و نمىتوان به كلام او استناد كرد . اگر متكلّم بگويد :
« رأيت أسداً » و ما ندانيم كه آيا به دنبال آن كلمهء « يرمي » را مىآورد يا نه ؟ تا وقتى تماميت كلام او روشن نشده نمىتوانيم بگوييم : « اسد ، ظهور در حيوان مفترس دارد » بلكه بايد تا تمام شدن كلام او صبر كنيم ببينيم آيا قرينهء متصلهاى به همراه « اسد » ذكر مىكند يا نه ؟ اگر از كلام خود فارغ شد و قرينهء متصلهاى نياورد ، مىگوييم : « اصالة الظهور اقتضاء مىكند كه « اسد » را بر معناى حقيقى آن حمل كنيم » . امّا اگر به دنبال آن كلمهء « يرمي » را ذكر كرد ، همان اصالة الظهور اقتضاء مىكند كه « اسد » را بر معناى مجازى آن حمل كنيم ، زيرا دايرهء اصالة الظهور ، وسيعتر از اصالة الحقيقه است . و اصالة الحقيقه ، به عنوان شعبهاى از اصالة الظهور است . اصالة العموم نيز به عنوان شعبهاى از اصالة الظهور است . به عبارت ديگر : اصالة الحقيقة ، همان اصالة الظهور است ولى چون موردش عبارت از « حقيقت » است ، از آن به « اصالة الحقيقه » تعبير كردهاند . اصالة العموم نيز همان اصالة الظهور است ولى چون در مورد « عموم » پياده مىشود ، از آن به اصالة العموم تعبير كردهاند . بنابراين اگر ما اصلى به نام اصالة العموم و اصالة الحقيقه نداشته باشيم ، همان اصالة الظهور مشكلات ما را حلّ مىكند . حال در ما نحن فيه وقتى مولا مىگويد : « أكرم العلماء إلّا الفسّاق منهم » ، در ادبيات به ما مىگويند : « استثناء به منزلهء توصيف و وصف است » . به جاى « أكرم العلماء
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 219
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢١٩