تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
گفتيم : در مسألهء « صلات در حمّام » متعلّق كراهت ، ذاتِ عبادت نيست بلكه « واقع ساختن صلاة ، در حمام » مكروه است امّا نفس عبادت - بما أنّها عبادة - متعلّق كراهت واقع نشده است . هرچند ما در تعبيرات خودمان عنوان « عبادات مكروهه » را به كار مىبريم و مرحوم آخوند نيز همين عنوان را بر سه قسم دانستند كه قسم روشن آن همين « صلاة در حمام » بود . قسم ديگر آن نيز « لا تصلِّ في مواضع التهمة » بود كه مرحوم آخوند فرمودند : « متعلّق كراهت ، بودن در مواضع تهمت است ، هرچند در غير حال صلاة » و اين اصلًا ربطى به بحث ما - يعنى مسألهء كراهت در عبادت - ندارد ، زيرا عبادت - بما هي عبادة - متعلّق كراهت واقع نشده است . قسم ديگر آن نيز « لا تصم يوم العاشور » است كه مرحوم آخوند مسألهء تزاحم بين مستحبين - صوم و ترك آن - و ترجيح جانب ترك را در مورد آن مطرح كردند . پس در اينجا هم كراهتى وجود ندارد و بر اساس اين تقريبى كه ما ذكر كرديم ، متعلّق كراهت در مورد « صوم روز عاشورا » عبارت از عنوان « تشبّه به بنى اميّه » است ، زيرا بنى اميّه روز عاشورا را به عنوان عيد خود مىدانستند و همانند ساير اعياد با آن برخورد مىكردند و يكى از كارهاى آنها در روز عاشورا روزه گرفتن بود . بنابراين مورد هم كراهت به ذات عبادت تعلّق نگرفته است . البته ما در آنجا يك مثال براى تعلّق نهى كراهتى به ذات عبادت پيدا كرديم و آن مسألهء كراهت اقتداى مسافر به حاضر بود . « 1 » سپس در پاسخ اين اشكال كه « در اينجا هم كراهت به ذات عبادت تعلّق نگرفته ، بلكه به « تخصّص نماز به خصوصيت اقتداى مسافر به حاضر » تعلّق گرفته ، پس اين هم شبيه صلاة در حمام است » گفتيم : در باب نماز جماعت ، دو عبادت وجود دارد : اصل نماز ، يك عبادت و جماعت بودن آن ، عبادت ديگر است . جماعت نيز نياز به قصد قربت دارد و اگر كسى آن را از روى ريا انجام دهد ، جماعتش باطل است و چه‌بسا گفته مىشود كه صحّت نماز او هم محلّ اشكال است .
هامش
( 1 ) - در مورد معناى كراهت دو قول وجود داشت : الف - كمتر بودن ثواب اين جماعت ، نسبت به جماعتى كه در آن حاضر به حاضر اقتدا كند . ب - كمتر بودن ثواب اين جماعت ، حتى از نماز فرادى .