تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
دو حرمت نمىتواند در يك جا جمع شود . در پاسخ مىگوييم : در اولين مقدّمه از مقدّمات بحث ، ما - به تبعيت از مرحوم آخوند - پاسخ اين سؤال را مطرح كرديم . مرحوم آخوند در آنجا فرمودند : عبادت منهى عنه بر دو قسم است : قسم اوّل : عبادتى كه عباديتش ذاتى است و متوقف بر امر و بيان شارع نيست ، مثل سجود براى خداوند ، خضوع در مقابل خداوند و ذكر خداوند متعال . قسم دوّم : عبادت تعليقى ، يعنى چيزى كه اگر به جاى نهى ، امرى به آن تعلّق مىگرفت ، آن امر ، امرِ عبادى بود ، مثل صوم عيدين . به اين معنا كه اگر به جاى نهى ، قرار بود صوم عيدين مانند ساير ايّام مأمور به واقع شود ، امر آن جنبهء عبادى داشت و كسى احتمال توصّلى بودن آن را نمىداد . مرحوم آخوند در آنجا صلاة را نيز از قسم دوّم قرار داده بود و ما به ايشان اشكال كرديم كه صلاة داخل در قسم اوّل است ، زيرا نماز عبارت از ركوع ، سجود ، ذكر ، تسبيح و تحميد خداوند است كه عباديّت اين‌ها ذاتى است . يكى از اشكالاتى كه در آنجا بر مرحوم آخوند وارد كرديم اين بود كه به ايشان گفتيم : شما چه انگيزه‌اى داريد كه روى كلمهء « عبادت » تكيه مىكنيد ؟ بحث در اين است كه « آيا نهى از شىء ، مقتضى فساد آن است يا نه ؟ » و از اين عنوان استفاده مىشود كه دو حالت صحّت و فساد بايد در آن شىء بتواند جريان پيدا كند . بنابراين « نهى از شىء » شامل « نهى از شرب خمر » نمىشود ، زيرا در شرب خمر ، دو حالت صحّت و فساد تصور نمىشود . امّا اين اشكال در بحث فعلى ما جريان پيدا نمىكند ، زيرا در اينجا مىخواهيم ببينيم آيا بين حرمت عبادت و فساد آن ، ملازمه‌اى عقلى وجود دارد يا ندارد ؟ پس در اينجا چاره‌اى جز مطرح كردن عنوان « عبادت » نداريم ، چون حرمت متعلّق به عبادت مىخواهد طرف ملازمه واقع شود . پس اگرچه در ارتباط با محلّ نزاع لازم نيست روى عنوان عبادت تكيه كنيم ولى در اينجا بايد عنوان عبادت را مطرح كنيم .