يا نه ؟ در اين صورت استصحاب عدم حرمت را جارى مىكنيم . اين مطلب را مرحوم آخوند در بحث مقدّمهء واجب مطرح كردهاند « 1 » كه در ما نحن فيه نيز پياده مىشود و نتيجهاش اين مىشود كه در صورت شك در وجود ملازمهء عقليه بين حرمت و فساد ، نمىتوانيم استصحاب عدم وجود ملازمه را جارى كنيم .
كلام امام خمينى رحمه الله
قبل از بيان كلام امام خمينى رحمه الله لازم است به مقدّمه ذيل توجه شود : مرحوم آخوند در عين اينكه استصحاب عدم ملازمه را در اينجا نمىپذيرد ، در بحث عام و خاص در مورد شكّ در قرشيّه بودن مرئه « 2 » و عدم قرشيّه بودن او ، « 3 » قائل به جريان استصحاب عدم قرشيّت مرئه شده است . به اين بيان كه اين مرئه قبل از اينكه نطفهء او منعقد شود ، قرشيّه نبوده است و الآن كه متولّد شده شك مىكنيم آيا اتصاف به قرشيّت دارد يا نه ؟ پس استصحاب عدم قرشيّت را جارى مىكنيم . « 4 » در اينجا دو سؤال مطرح است : 1 - چرا مرحوم آخوند در بحث مقدّمهء واجب ، استصحاب عدم ملازمه را نپذيرفت ولى در بحث عام و خاص ، قائل به جريان استصحاب عدم قرشيّت مرئه شد ؟ 2 - آيا در صورت شك در قرشيّت و عدم قرشيّت مرئه ، استصحاب عدم قرشيّت جارى مىشود ؟ پاسخ سؤال اوّل : در مسألهء ملازمه ، شك ما به ازل برمىگردد . مىخواهيم ببينيم آيا عقل از ازل حاكم به وجود ملازمه بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدّمه بوده است يا نه ؟ و در
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 199
( 2 ) - تا اينكه بتواند تا سن شصت سالگى حيض شود .
( 3 ) - تا اينكه حد اكثر تا پنجاه سالگى بتواند حيض شود .
( 4 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 346