تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
دلالت نمىكند كه متعلّق امر و نهى هم بايد وجود خارجى باشد . امر و نهى براى رسيدن به اين هدف است . مولا ملاحظه مىكند كه راه تهيهء لحم عبارت از اشتراء آن است و براى رسيدن به اين هدف بايد دستورى نسبت به طبيعت صادر كند و آن دستور به گوش عبد برسد و عبد ملاحظه كند كه اگر دستور مولا را مخالفت كند ، عقلًا و عرفاً استحقاق مؤاخذه و عقوبت پيدا مىكند . لذا براى فرار از استحقاق عقوبت به سوى بازار حركت كرده و لحم را خريدارى مىكند . منشأ اشكال اين است كه خيال شده آنچه مؤثر در حصول غرض مولاست ، عبارت از وجود خارجى است ، پس امر هم بايد به وجود خارجى تعلّق بگيرد نه به طبيعت . و در حقيقت ، مستشكل نتوانسته است تفكيك بين مؤثر در حصول غرض و متعلَّق امر و نهى را تصور كند . درحالىكه ما هم دليل آورديم براى اين كه متعلّق احكام عبارت از طبايع است و حتى ثابت كرديم كه تعلّق احكام به غير از طبيعت ، محال است و در اينجا هم مىخواهيم بگوييم : « مراجعه به مولاى عرفى نيز اين معنا را تأييد مىكند كه ما بايد بين مؤثر در حصول غرض و متعلَّق تفكيك قائل شويم . مؤثر در حصول غرض ، عبارت از وجود خارجى است ولى متعلَّق ، عبارت از نفس طبيعت است بدون اين كه پاى وجود - ذهنى يا خارجى - در ميان باشد . از آنچه گفته شد پاسخ يك اشكال ديگر نيز معلوم مىشود و آن اين است كه : اگر متعلَّق امر ، نفس طبيعت باشد ، وقتى مولا متعلَّق امر خود را طبيعت صلاة قرار داد ، اين صلاة بايد واقعيت پيدا كند و راه واقعيت يافتن آن منحصر به وجود خارجى نيست بلكه وجود ذهنى هم يك واقعيت است . پس شما بايد ملتزم شويد كه وجود ذهنى مأمور به هم در مقام امتثال امر مولا كفايت مىكند . در پاسخ مىگوييم : اگرچه وجود ذهنى يك واقعيت است ولى انگيزهء مولا براى ما مشخص است . مولايى كه مىگويد : « ادخل السوق و اشتر اللّحم » ، مىخواهد غذا تهيه كند ، لذا وقتى از مولا دربارهء انگيزهء او سؤال مىكنيم مىگويد : « من عبد را مأمور كردم به طبيعت تا آن را در خارج ايجاد كند » ، بنابراين ملاحظه مىشود خود مولا قيد « در
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 348 | الشيخ فاضل اللنكراني