خود طبيعت انسان است . بههمينجهت قضيّه « الإنسان موجود » قضيّهء ضروريه است ولى نه قضيّهء ضروريهء به شرط محمول . توضيح : قضيّهء ضروريه بر دو قسم است : 1 - قضيّهء ضروريه به اين معنا كه ثبوت محمول براى موضوع بديهى و واضح است ، مثل « الإنسان حيوان ناطق » . 2 - قضيّهء ضروريهاى كه در آن محمول را قيد براى موضوع قرار دهيم ، در اين صورت ، ثبوت محمول براى چنين موضوعى ضرورى خواهد بود . قضيّهء « زيد كاتب » قضيّهء ضروريه نيست ، امّا قضيّهء « زيد الكاتب كاتب » قضيّهء ضروريه است و از آن به « قضيّهء ضروريهء به شرط محمول » تعبير مىشود . اكنون مىگوييم : در قضيّهء « الإنسان موجود » ، اگر موضوعْ نفس طبيعت باشد ، اين قضيّه ، قضيّهء ضروريهء به شرط محمول نخواهد بود ، چون نسبت وجود و عدم در ارتباط با ماهيت يكسان است . امّا اگر موضوع را مقيّد به وجود كنيم ، يك وقت آن را مقيّد به وجود ذهنى و يك وقت مقيّد به وجود خارجى مىكنيم و در هريك از اين دو صورت ، يك وقت مراد از محمول ، « موجود در ذهن » است و يك وقت « موجود در خارج » ، كه چهار صورت پيدا مىشود : الف - « الإنسان المقيّد بالوجود الذهني موجود في الذهن » ، اين قضيّه ، قضيّهء ضروريه به شرط محمول است . ب - « الإنسان المقيّد بالوجود الخارجى موجود في الخارج » ، اين قضيّه نيز قضيّهء ضروريهء به شرط محمول خواهد بود . ج - « الإنسان المقيّد بالوجود الذهني موجود في الخارج » چنين قضيّهاى محال است ، زيرا انسان مقيّد به وجود ذهنى ، نمىتواند در خارج وجود داشته باشد ، چون وجود ذهنى و وجود خارجى قسيم يكديگرند و بين آنها تباين وجود دارد . د - « الانسان المقيّد بالوجود الخارجي موجود في الذهن » ، اين نيز محال است ، زيرا موجود خارجى - با ابعاد جسمى و خصوصياتى كه دارد - نمىتواند در ذهن تحقّق پيدا
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 341
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٤١