تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
وجود ندارد . و نيز تعلّق نهى به شرب خمر كاشف از اين است كه در شرب خمر ، مفسده‌اى وجود دارد كه آن مفسده ايجاب مىكند شارع مقدّس آن را منهى عنه قرار دهد . و چون اين مفسده در شرب ماء وجود ندارد شارع آن را منهى عنه قرار نداده است . اين مطلب ، جاى هيچ ترديدى ندارد . و اگر بخواهيم مسئله را قدرى برهانىتر مطرح كنيم مىگوييم : تحقق ارادهء تكوينيّه و تعلّق آن به مراد ، نمىتواند بدون تحقّق مبادى اراده - از قبيل تصور و تصديق به فايده و . . . - باشد . وجدان ، بين عمل ارادى و عمل غير ارادى فرق قائل است . حركت ارادى با تكيه بر مبادى اراده تحقّق پيدا مىكند ولى حركت غير ارادى بدون مبادى تحقق پيدا مىكند . « 1 » در ارادهء تشريعى هم همين‌طور است . ارادهء تشريعى معنايش اين است كه خداوند متعال نسبت به امورى بعث و نسبت به امور ديگرى زجر كرده است . به عبارت ديگر : خداوند اراده كرده كه بعث اعتبارى - يعنى وجوب - را متوجه نماز و زجر اعتبارى - يعنى حرمت - را متوجه شرب خمر كند . تعلّق اين اراده به بعث اعتبارى يا زجر اعتبارى ، نمىتواند بدون مقدّمه باشد . آن مقدّمه عبارت از همان جهتى است كه در مبعوث اليه يا مزجور عنه تحقّق دارد . اكنون اين بحث مطرح مىشود كه اگر به خاطر خصوصيتى كه در يك طبيعت وجود داشت حكمى به آن تعلّق گرفت ، آيا حامل اين خصوصيت عبارت از چيست ؟ مثلًا اگر امر به صلاة تعلّق بگيرد - به عنوان اين كه صلاة ، ناهى از فحشاء و منكر است - آيا خصوصيت نهى از فحشاء و منكر مربوط به نفس عنوان صلاة است يا در
هامش
( 1 ) - سؤال : انسان وقتى در حال سخن گفتن است چگونه ممكن است همهء كلمات و جملات او مسبوق به اراده - آن‌هم با مبادىاش - باشد ؟ پاسخ : اين عنايت الهى است كه به نفس انسان يك چنين خلاقيتى داده است و اين - در حقيقت - تبلورى از قدرتى است كه خداوند به انسان عنايت كرده كه تمام الفاظ را پشت سر هم بر زبان جارى كند و همهء آنها مسبوق به اراده - آن‌هم با مبادىاش - مىباشد . لذا اگر در سخنرانى يك ساعتى يك كلمه هم خلاف واقع گفته شود ، به حساب متكلّم گذاشته شده - كه متكلّم آن را از روى اراده گفته - و آثار برآن مترتب مىشود .