« اين دو شىء واجب است » مىتواند سؤال كند : « آيا وجوبش تخييرى است يا تعيينى ؟ » . آنوقت با توجه به اين كه در وجوب تعيينى مسألهء تعدّد در كار است ، از اينجا كشف مىكنيم كه در وجوب تخييرى نيز مسألهء تعدّد در كار است . ولى تعدّد داراى دو سنخ است و از نظر بيان مولا هم بين اين دو نوع ، فرق وجود دارد .
قول مختار در مورد واجب تخييرى
با توجه به مطالب گذشته ، ما به سراغ قول اوّل در مورد واجب تخييرى برمىگرديم . آن قول اين بود كه واجب تخييرى نوع خاص و سنخ خاصى از وجوب است . به اين قائل مىگوييم : آيا مقصود شما از سنخ خاص اين است كه ما يك وجوب داريم كه سنخ خاصى است يعنى يك وجوب به دو واجب تعلّق گرفته است ؟ روشن است كه چنين چيزى غير معقول است و نمىتواند قابل قبول باشد . امّا اگر مراد اين باشد كه « تعدّد وجود دارد ولى تعدّد در واجب تخييرى با تعدّد در واجب تعيينى فرق مىكند » . اين حرف بهنظر ما قابل قبول است و استحالهاى در آن جريان ندارد . و بين اقسام واجب تخييرى - چه آن دو قسم كه مرحوم آخوند مطرح كرد و چه قسم سومى كه ما اضافه كرديم - فرقى وجود ندارد و همهء آنها داخل در دايرهء واجب تخييرى مىباشند .
تخيير در مورد اقلّ و اكثر
يكى از مباحثى كه پس از فراغت از اثبات امكان واجب تخييرى مطرح است ، مسألهء تخيير در مورد اقلّ و اكثر است . بيان مطلب : ممكن است كسى بگويد : در جايى كه اطراف واجب تخييرى از امور متباين باشند