تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
كه قبلًا نماز خود را خوانده و وارد مسجد مىشود و ملاحظه مىكند مسجد آلوده به نجاست است . در اين صورت فقط يك خطاب عام « أزل النجاسة » شامل او مىشود . در اينجا چنانچه قدرت بر ازاله داشته باشد ، بايد ازاله را انجام دهد و در مخالفت با « أزل النجاسة » هيچ‌گونه عذرى ندارد . امّا اگر علم به تنجّس مسجد نداشت و يا اگر عالم بود ، قدرت ازاله را نداشت ، هرچند تكليف شامل حال اوست ولى در مخالفت با آن معذور است . حكم اين صورت روشن است و بحثى ندارد . صورت دوّم : اين است كه مكلّف در مقابل دو تكليف واقع شده است و اهميت اين دو تكليف در نظر شارع يكسان باشد مثل اين كه با دو نفر غريق روبرو شود . روشن است كه در اينجا اگر قدرت بر انجام هر دو تكليف داشته باشد ، هر دو تكليف گريبان او را گرفته و در مورد هيچ‌كدام از آن دو ، عقلْ حكم به معذوريت نمىكند . ولى اگر تنها قادر بر نجات دادن يكى از اين دو تكليف است ، در اينجا اگر قدرت خود را در مورد آن صرف كند ، تكليف مولا را نسبت به آن مورد امتثال كرده و عقلًا استحقاق ثواب دارد . امّا نسبت به تكليف ديگر كه انجام نداده معذور است . بله اگر با وجود قدرت بر نجات دادن يكى از اين دو ، مسامحه كرد و هيچ‌كدام را نجات نداد ، عقلْ او را مستحق عقوبت مىداند . حال در اينجا بحث مىشود كه آيا اين شخص دو استحقاق عقوبت دارد يا يك استحقاق عقوبت ؟ ظاهر اين است كه دو استحقاق عقوبت در كار است ، هرچند او بيش از يك قدرت نداشت ، « 1 » زيرا ما تكاليف را به طور مستقل حساب مىكنيم . مسألهء انقاذ زيد و انقاذ عَمرو به عنوان دو تكليف مستقل مطرح است و هر دو مشمول خطاب عام است . در اين صورت اگر از مكلّف سؤال كنيم چرا زيد را نجات ندادى ؟ نمىتواند بگويد : « من قادر بر نجات زيد نبودم » پس چون او قدرت بر نجات زيد داشته مستحق عقوبت است . در مورد عَمرو نيز همين‌طور است . زيرا اولويت و تقدّم و تأخّرى در كار نبوده است و همان دليلى كه لزوم انقاذ زيد را به نحو عام شامل
هامش
( 1 ) - بلكه اگر اين قدرت را صرف يك معصيت كند ، سه استحقاق عقوبت در كار است .