( أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل . . . ) مطرح شده است . سپس مىفرمايد :
( فاغسلوا وجوهكم و أيديكم إلى المرافق . . . ) يعنى وضو بگيريد و اگر هم آب نداريد ( فتيمّموا صعيداً طيّباً . . . ) . « 1 » آيهء وضو مىگويد : شما كه مىخواهيد ( أقيموا الصّلاة ) را امتثال كنيد ، حالت خودتان را درنظر بگيريد ، اگر واجد الماء هستيد وضو بگيريد و اگر فاقد الماء هستيد تيمّم كنيد . اين مسئله - در اين جهت - مانند مسألهء حاضر و مسافر است . ما نمىتوانيم بگوييم : حاضر ، در ارتباط با ( أقيموا الصّلاة ) خطاب خاصى دارد و مسافر خطاب خاص ديگرى . خير ، هر دو داخل در خطاب ( أقيموا الصّلاة ) هستند ولى ادلّهء ديگر مىآيد و كيفيت صلاة را بهحسب حالات مختلف بيان مىكند . آيهء وضو دو حالت مكلّف را درنظر مىگيرد ، حالت واجديت ماء و حالت فاقديت ، و مىگويد : « واجد الماء اگر بخواهد ( أقيموا الصّلاة ) را امتثال كند بايد وضو بگيرد و فاقد الماء اگر بخواهد ( أقيموا الصّلاة ) را امتثال كند بايد تيمّم كند » . پس ما وقتى اينها را كنار هم مىگذاريم ، جاى اين توهّم نيست كه بگوييم : به واجدين ماء ، يك ( أقيموا الصّلاة ) مستقل خطاب شده است ، يعنى به آنها گفتهاند :
« أقيموا الصّلاة مع الطهارة المائية » و به فاقدين ماء هم يك ( أقيموا الصّلاة ) ديگر خطاب شده است ، يعنى به آنها گفتهاند : « أقيموا الصّلاة مع الطهارة الترابية » . بهعبارت ديگر : آيهء ( أقيموا الصّلاة ) يك خطاب عام متوجه به عموم مكلّفين دارد و آيهء وضو و تيمّم متصدى بيان كيفيت و نحوهء انجام مأمور به در خارج است . در نتيجه ما اگر به آيات و روايات مراجعه كنيم مىبينيم با توجه به ظاهر آيات و روايات ، مسألهء تعدّد امر واقعيتى ندارد . ممكن است گفته شود : چه ثمرهاى بر اين حرف مترتّب است ؟
هامش
( 1 ) - المائدة : 6